یوم تبلی السرائر ...

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت علامه! سلام علیکم ! اگر حقیر بریده می برم از کتابتان ، چون می خواهم این نکات را داشته باشم ،لذا دوستداران برای بحث کامل به خود کتاب مراجع کنند که بریده بری کار ناقصی است.http://www.maarefislam.com

 

باری‌ از مجموعۀ این‌ روایات‌ کثیرۀ مستفیضه‌ بلکه‌ متواتره‌ به‌ تواتر معنوی‌، بدست‌ می‌آید که‌ بهشت‌ برای‌ پاک‌ سرشتان‌ و پاک‌ عقیدگان‌ است‌، و جهنّم‌ برای‌ زشت‌ سیرتان‌ و بدسگالان‌؛ و اعمال‌ حسنه‌ و دوری‌ و اجتناب‌ از اعمال‌ سیّئه‌ برای‌ طهارت‌ نفس‌ و پاکی‌ دل‌ و صفای‌ خاطر و نیّت‌ صافی‌ و عقیدۀ نیکوست‌.

و گرنه‌، اعمال‌ نیکو چنانچه‌ بر روی‌ دل‌ ننشیند و نفس‌ را پاک‌ نکند، فائده‌ای‌ ندارد؛ و اعمال‌ بد نیز اگر از صاحب‌ نفس‌ طیّب‌ و طاهر پیدا شود و دوام‌ نکند، بلکه‌ گهگاهی‌ پدیدار گردد، موجب‌ کثافت‌ و قذارت‌ نفس‌ نمی‌شود و با گوشمالی‌های‌ خدائی‌ و یا با توبه‌ و یا با شفاعت‌ از بین‌ می‌رود، و نفس‌ صافی‌، حقیقت‌ خود را طلوع‌ می‌دهد.

خداوند نیازی‌ به‌ عمل‌ نیک‌ ما ندارد، و عمل‌ نکوهیدۀ ما به‌ او ضرری‌ نمی‌رساند؛ این‌ اوامر و نواهی‌ و محلّلات‌ و محرَّمات‌، همه‌ مقدّمۀ تزکیۀ نفس‌ و طهارت‌ سِرِّ ماست‌؛قَدْ أَفْلَحَ مَن‌ زَکَّیٰهَا * وَ قَدْ خَابَ مَن‌ دَسَّیٰهَا.[255]

و بناءً علیهذا، اگر تزکیۀ نفس‌ حاصل‌ شد، نتیجه‌ حاصل‌ و

شاهد مقصود در آغوش‌ است‌؛ و اگر تزکیه‌ حاصل‌ نشد، تکرار عبادات‌ غیر از صورتی‌ و تکراری‌ بیش‌ نیست‌ و موجب‌ ارتقاء نفس‌ و صعود روح‌ به‌ مدارج‌ کمال‌ نخواهد بود.

بنابراین‌، چقدر زشت‌ و ناپسند است‌ که‌ ما میزان‌ سعادت‌ را نفس‌ عمل‌ صالح‌ قرار دهیم‌ و از ایمان‌ و عقیده‌ و نیّت‌ و طهارت‌ غافل‌ بمانیم‌، و نیز تا چه‌ اندازه‌ ناشایسته‌ و نکوهیده‌ است‌ که‌ مختصر تجاوز در عمل‌ را میزان‌ برای‌ بدی‌ و زشتی‌ بدانیم‌ و موجب‌ کیفر و پاداش‌، و از حسن‌ عقیده‌ و نیّت‌ طاهر و صفای‌ ضمیر چشم‌ بپوشیم‌.

زیرا اگر عقیده‌ خوب‌ و نفس‌ طاهر شد، خطایا و گناهان‌ اثر عمیقی‌ نمی‌توانند روی‌ جان‌ داشته‌ باشند؛ و امّا اگر عقیده‌ بد و نفس‌ خبیث‌ گشت‌، اعمال‌ صالحه‌ و کردار پسندیده‌ جز ظاهری‌ سطحی‌ بر روی‌ عمق‌ کدر جان‌ نیست‌.

این‌ ظاهر نیکو، چون‌ ظاهر است‌ و در عالم‌ حقائق‌ و واقعیّات‌ محلّی‌ ندارد، از بین‌ می‌رود و نفس‌ خبیث‌ طلوع‌ می‌کند و به‌ صورت‌ جهنّمی‌ گداخته‌ و فروزان‌ با شعله‌های‌ مهیب‌ و دهشت‌انگیز خود تهدید می‌نماید.

و به‌ عکس‌، آن‌ ظاهر ناستوده‌ و کردار زشت‌ مردمِ خوش‌ نفس‌ و خوش‌ جنس‌ و خوش‌ عقیده‌ نیز در عالم‌ ظهور حقائق‌ تاب‌ مقاومت‌ و ایستادگی‌ را ندارد، و به‌ واسطۀ مختصر حرکتی‌ چون‌ حال‌ احتضار مرگ‌ یا عذاب‌ قبر و بالاخره‌ با شفاعت‌ در روز قیامت‌ از بین‌ می‌رود و نفس‌ طیّب‌ و طاهر طلوع‌ می‌کند، و به‌ صورت‌ بهشتی‌ جان‌فزا و

ص273

روح‌افزا با نسیم‌های‌ لطف‌ و لطیف‌ خود وعدۀ أصالت‌ و واقعیّت‌ را میدهد.

نگرانی‌ چندان‌ از گناه‌ نیست‌، که‌ وعدۀ مغفرت‌ داده‌اند؛ إِنَّ اللَهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا.[256]

تشویش‌ و اضطراب‌ از باطنِ خراب‌ است‌ که‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ از آن‌ اغماض‌ نمی‌شود؛ و مجاهده‌ برای‌ تصفیۀ باطن‌ است‌، نه‌ برای‌ رنگ‌کاری‌ بر روی‌ دیوار پی‌ شکسته‌ از جا دررفته‌ و منهدم‌ شده‌.

عمل‌ زشت‌ از شخص‌ خوب‌ و پسندیده‌ که‌ باطنش‌ نیکو و عقیده‌ و ایمانش‌ استوار باشد، همچون‌ کفی‌ است‌ بر روی‌ آب‌ صاف‌، که‌ در اثر تموّج‌ و حرکت‌های‌ شهوی‌ و یا غضبی‌ پیدا شده‌ است‌؛ و البتّه‌ معلوم‌ است‌ که‌ کف‌ پایدار نیست‌ و از بین‌ می‌رود.

فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَآءً وَ أَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی‌ الارْضِ.[257]

ولی‌ آن‌ آب‌ صاف‌ و پاک‌ از بین‌ رفتنی‌ نیست‌، پیوسته‌ موجود و درخشان‌ و متلالی‌ و موجب‌ سیرابی‌ جان‌ تشنه‌ کامان‌ است‌.

و عمل‌ نیکو از شخص‌ ناپسند و بد سرشت‌ که‌ باطنش‌ خراب‌ و ایمانش‌ فاسد و بنیاد وجودی‌ او بی‌اساس‌ است‌، همچون‌ خاکستر سفید و خوش‌ رنگ‌ و سردی‌ است‌ که‌ در اثر تموّج‌ هوا بر روی‌ گُل‌ آتش‌ نشسته‌ است‌؛ آتش‌ آتش‌ است‌، سوزنده‌ و گدازنده‌ است‌، این‌

ص274

خاکستر از بین‌ می‌رود و با نسیمی‌ و بادی‌ و یا با فوت‌ دهانی‌ در فضا منتشر می‌شود، و آن‌ آتش‌ حقیقت‌ خود را جلوه‌گر می‌سازد و می‌سوزاند و خانه‌ را آتش‌ می‌زند، لانه‌ و کاشانه‌ را منهدم‌ می‌کند.

در این‌ صورت‌ آیا واقعاً از آن‌ کفِ روی‌ آب‌ جای‌ نگرانی‌ است‌؟ و یا حقیقةً نسبت‌ به‌ این‌ خاکستر جای‌ دلخوشی‌ است‌؟ أبداً أبداً.

شما در وجدان‌ خود فرض‌ کنید یک‌ آقا و صاحب‌ خانه‌ای‌ دو خادم‌ دارد.

اوّلی‌ بسیار باهوش‌ و زرنگ‌ و پر عمل‌ و فرمانبردار، به‌ طوریکه‌ ابداً از دستورات‌ صاحبخانه‌ تجاوز نمی‌کند؛ هر روز بامدادان‌ بر می‌خیزد و حیاط‌ را می‌روبد، و آب‌ می‌پاشد، و منزل‌ را گردروبی‌ می‌کند، و لباس‌ خود را مؤدّبانه‌ می‌پوشد و کارهای‌ خارج‌ و داخل‌ منزل‌ را انجام‌ می‌ دهد؛ ولی‌ این‌ خادم‌ دزد است‌، خودش‌ خیانتکار است‌، پیوسته‌ مترصّد است‌ که‌ صاحبخانه‌ بمیرد و یا سفر کند و او به‌ حریم‌ منزل‌ خیانت‌ کند، و به‌ اطفال‌ صاحبخانه‌ تجاوز کند، و اموال‌ را سرقت‌ کند، و یا خود را صاحبخانه‌ بداند، و در نیّت‌ داشته‌ باشد که‌ مهر و امضای‌ او را جعل‌ کند و صاحبخانه‌ را خادم‌ خود معرّفی‌ کند!

دوّمی‌، خادمی‌ است‌ دوستدار و محبّ صاحبخانه‌، و دوستدار حریم‌ و اطفال‌ او، شخصی‌ است‌ امین‌ که‌ حتّی‌ در خواب‌ هم‌ خواب‌ خیانت‌ نمی‌بیند، پیوسته‌ که‌ نگاهش‌ به‌ صورت‌ مولی‌ و آقای‌ خود می‌افتد اشک‌ رحمت‌ در چشمانش‌ حلقه‌ می‌زند، و اگر خاری‌ به‌ پای‌

ص275

طفلی‌ خزد جانش‌ آزرده‌ می‌شود، پیوسته‌ اطفال‌ را محبّت‌ می‌کند، و دوست‌ دارد که‌ خانه‌ و صاحبخانه‌ همه‌ معمور و آباد، و خانه‌ با صاحبخانه‌ دائم‌ و برقرار باشد؛ ولی‌ بعضی‌ از اوقات‌ به‌ واسطۀ ضعف‌ و یا فرضاً تنبلی‌ می‌خوابد، و حیاط‌ را نمی‌روبد، و سطل‌ خاکروبه‌ را به‌ سپور نمی‌دهد.

کدامیک‌ از این‌ دو خادم‌ محترمند؟ و کدامیک‌ در نزد مولی‌ و صاحبخانه‌ معزّز و گرامی‌اند؟

صاحبخانه‌ از خادم‌ اوّلی‌ هر آن‌ در اضطراب‌ است‌ که‌ مبادا خیانت‌ و جنایتی‌ کند، زیرا که‌ نفس‌ او شریر است‌؛ ولی‌ از خادم‌ دوّمی‌ در امان‌ است‌، سفر می‌کند و غیبت‌ می‌نماید، و دلهره‌ای‌ هم‌ ندارد.

اینجاست‌ که‌ مُفاد این‌ همه‌ روایات‌ روشن‌ می‌شود، که‌ مَناط‌ و معیار سعادت‌ و تقرّب‌ و قبولی‌ اعمال‌، ایمان‌ صحیح‌ و عقیدۀ متین‌ و استوار و نیّت‌ پاک‌ و محبّت‌ به‌ دین‌ و اولیای‌ دین‌ است‌. و مناط‌ و میزان‌ شقاوت‌ و بازگشت‌ اعمال‌ و نادیده‌ گرفتن‌ و به‌ گمی‌ منتهی‌ شدن‌، عقیدۀ فاسد و نیّت‌ آلوده‌ و ایمان‌ با شائبه‌ و عدم‌ محبّت‌ به‌ دین‌ و اولیای‌ دین‌ است‌.

آری‌ اگر کسی‌ در مقابل‌ رسول‌ الله‌ بایستد و با او محاجّه‌ کند و فرمان‌ او را به‌ احترام‌ با جان‌ و دل‌ نخرد، نماز خواندن‌، روزه‌ گرفتن‌، و لباس‌ زاهدانه‌ پوشیدن‌ چه‌ ثمری‌ دارد؟ حقّاً جز ملعبه‌ و بازی‌ چیزی‌ نیست‌.

ص276

و اگر کسی‌ مطیع‌ صِرف‌ باشد و محبّ و دوستدار باشد و رسول‌الله‌ و اهل‌ بیت‌ و خاصّان‌ و نزدیکان‌ او را محترم‌ بشمارد و به‌ دیدۀ إعزاز و اکرام‌ بنگرد، گناه‌ مختصر ناشی‌ از شهوت‌، نه‌ از انکار و استکبار کجا ضرری‌ می‌رساند؟

اینجاست‌ که‌ بابی‌ از معارف‌ الهیّۀ دینیّه‌ به‌ روی‌ ما باز می‌شود و با ادراک‌ این‌ حقائق‌ در عالم‌ نوینی‌ از علم‌ وارد می‌شویم‌.

محبّت‌، جان‌ را به‌ جان‌ پیوند می‌دهد،

محبّت‌ عمل‌ محبوب‌ را عمل‌ محبّ می‌کند، محبّت‌ جان‌ حبیب‌ و محبوب‌ را متّحد می‌سازد، محبّت‌ معیّت‌ می‌آورد، و بنا به‌ خاصیّت‌ ظروف‌ مرتبطه‌ در شفاعت‌ برای‌ اهل‌ محبّت‌ است‌، نه‌ اهل‌ عداوت‌

علم‌ فیزیک‌ موجب‌ هم‌ سطحی‌ سطوح‌ افکار و علوم‌ و عقائد و ایمانِ افراد مختلفه‌ در علم‌ روانشناسی‌ می‌گردد.

شفاعت‌ برای‌ اهل‌ محبّت‌ است‌، نه‌ اهل‌ عداوت‌؛ برای‌ شیعیان‌ است‌، نه‌ ناصبیان‌.[258]

شفاعت‌، خرمن‌ معاصی‌ کبیره‌ را با یک‌ جرقّۀ انجذاب‌ روحی‌ مغناطیسی‌ آتش‌ می‌زند؛ دیگر اینجا معصیت‌ کجاست‌؟

شفاعت‌، موجب‌ تبدیل‌ سیّئات‌ به‌ حسنات‌ می‌گردد؛ در این‌ وادی‌، خاشاک‌ گناه‌ و عصیان‌ کجاست‌؟

آری‌ شفاعت‌ همچون‌ عمل‌ صالح‌، گناه‌ را به‌ ثواب‌ و عصیان‌ را

ص277

به‌ طاعت‌ و مُجرم‌ را به‌ مطیع‌ مبدّل‌ می‌کند.

إِلَّا مَن‌ تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صَـٰلِحًا فَأُولَـٰٓئکَ یُبَدِّلُ اللَهُ سَیِّـَاتِهِمْ حَسَنَـٰتٍ.[259]

آری‌ همانطور که‌ عمل‌ صالح‌ موجب‌ تقویت‌ روح‌ و جان‌ آدمی‌ است‌ و موجب‌ صُعود کَلِمِ طیّب‌ و روانِ طاهر انسان‌ به‌ سوی‌ خداست‌ که‌ فرمود:

إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیّـِبُ وَالْعَمَلُ الصَّـٰلِحُ یَرْفَعُهُ.[260]

همین‌ طور شفاعت‌ موجب‌ ارتقاء کَلِمِ طیّب‌ به‌ سوی‌ خداست‌؛ کلم‌ طیّب‌ ایمان‌ مؤمن‌ است‌ و شفاعت‌ آنرا به‌ سوی‌ خدا بالا می‌کشد، و شفاعت‌ جانشین‌ و خلیفۀ عمل‌ صالح‌ می‌گردد؛ پس‌ شفاعت‌، گناهکاران‌ را به‌ نیکوکاران‌ ملحق‌ می‌کند.

امّا نه‌ هر گناهکاری‌ را بلکه‌ گناهکار از مؤمنین‌ را که‌ با اولیای‌ دین‌ پیوند و ربط‌ دارند و جذب‌ و انجذاب‌ مغناطیسی‌ بین‌ ارواح‌ آنان‌ برقرار است‌.

ایمان‌ به‌ خدا از خداست‌، و خداوند در جهنّم‌ نیست‌ و نمی‌سوزد، مؤمن‌ نیز در جهنّم‌ نمی‌تواند بوده‌ باشد و بسوزد؛ آلودگیهای‌ او به‌ گناه‌، در اثر شفاعت‌ مُبَدّل‌ به‌ حَسَنات‌ می‌گردد.

فَأُولَـٰٓئکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ.[261]

ص278

شفاعت‌ موجب‌ لُحوق‌ گناهکاران‌ از مؤمنین‌ است‌ به‌ صالحان‌ از مؤمنین‌.

شفاعت‌ موجب‌ تقویت‌ روح‌ و نفس‌ انسانی‌ مؤمن‌ است‌، در اثر کمک‌ و امداد خارجی‌ برای‌ رفع‌ موانع‌ و عوارض‌.

شفاعت‌ برداشتن‌ حجاب‌ و پرده‌، بین‌ حبیب‌ و محبوب‌ است‌ که‌ به‌ واسطۀ حصول‌ کدورت‌ زنگار کثرت‌ پیدا شده‌ است‌.

مثال‌: اگر بدن‌ انسان‌ مریض‌ گردد و مزاج‌ بهم‌ بخورد و یا مثلاً قُرْحة‌ سختی‌ در بدن‌ پیدا شود، چنانچه‌ مزاج‌ قوی‌ باشد و طبیعت‌ بدن‌ سالم‌ و دستگاههای‌ اصلی‌ بدون‌ عیب‌ باشد، خودبخود صحّت‌ پیدا می‌شود و آن‌ کسالت‌ مرتفع‌ می‌گردد و آن‌ قرحه‌ التیام‌ می‌پذیرد و بالنّتیجه‌ مرض‌ دفع‌ می‌گردد؛ و گرنه‌ احتیاج‌ به‌ استعمال‌ دارو داریم‌ تا علاج‌ را با دوای‌ ضدّ میکرب‌ بنمائیم‌ تا فعل‌ و عمل‌ میکرب‌ را خنثی‌ کند، و در بازگشت‌ طبیعت‌ به‌ صحّت‌ اوّلیّۀ خود، بدن‌ را نیرو بخشد و کمک‌ کند و موادّ فاسد و تباهی‌ که‌ در بدن‌ مجتمع‌ شده‌اند، تبدیل‌ به‌ موادّ صالحۀ نافعۀ مربیّه‌ و ملائمه‌ با طبیعت‌ بدن‌ بنماید.

و بنابراین‌ در هر حال‌ عامل‌ مؤثّر در صحّت‌، همان‌ طبیعت‌ است‌؛ غایة‌ الامر در بعضی‌ از أحیان‌، خودکفا بوده‌ و بدون‌ نیازی‌ به‌ عامل‌ خارجی‌ رو به‌ صحّت‌ می‌رود، و در بعضی‌ از احیان‌ نیازمند به‌ معاونت‌ و کمک‌ بوده‌ تا با یاری‌ و یاوری‌ او را مدد کند و با کمک‌ و

ص279

مساعدت‌ او دشمن‌ را دفع‌، و میکرب‌ را سرکوب‌ و صحّت‌ را اعادت‌ دهد.

اگر پس‌ از گناه‌، طبیعت‌ روح‌ و نفس‌ انسان‌ قوی‌ باشد، با همان‌ حال‌ انفعال‌ و شرمندگی‌ و توبه‌ اثر گناه‌ زائل‌ می‌گردد. و اگر قوی‌ نبود نیازمند به‌ شفاعت‌ است‌، تا طبیعت‌ به‌ مَدد آن‌ به‌ حال‌ اوّلیّه‌ برگردد و در رتبۀ صالحان‌ از مؤمنان‌ قرار گیرد.

و از اینجاست‌ که‌ در عین‌ آنکه‌ خداوند شفاعت‌ را مؤثّر در لحوق‌ و الحاق‌ معصیت‌ کاران‌ به‌ اطاعت‌ کنندگان‌ می‌شمارد، در کلام‌ خود مکرّراً یادآور می‌شود که‌: برای‌ هر نفسی‌ آنچه‌ را که‌ خود او کسب‌ کرده‌ است‌ فائده‌ دارد.

لَهَا مَا کَسَبَتْ وَ عَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ.[262]

«از برای‌ هر نفسی‌ آن‌ چیزی‌ است‌ که‌ کسب‌ کرده‌، و بر ضرر هر نفسی‌ آن‌ چیزی‌ است‌ که‌ اکتساب‌ کرده‌ است‌.»

و نفسِ لحوق‌ و الحاق‌ را نیز از مکتسبات‌ انسان‌ می‌شمرد؛ و وجود نفس‌ طیّبۀ مؤمن‌ را در اخذ مکتسبات‌ و اعمال‌ شخص‌ الحاق‌ شدۀ به‌ او، و ظهور اعمال‌ آن‌ در این‌، و پیدایش‌ حَسنَات‌ او را به‌ جایگزینی‌ سیّئات‌ این‌ شخص‌ مُلحَق‌، از کسب‌ و کار کرد این‌ به‌ شمار می‌آورد.

بسیار صریح‌ و روشن‌ است‌ این‌ آیۀ کریمه‌ در الحاق‌ و لحوق‌ ذرّیّۀ معصیت‌ کار به‌ آباء مطیع‌ و فرمانبردار:

ص280

وَالَّذِینَ ءَامَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُم‌ بِإِیمَـٰنٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ مَآ أَلَتْنَـٰهُم‌ مِنْ عَمَلِهِم‌ مِن‌ شَیْءٍ کُلُّ امْرِی‌ءِ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ.[263]

«کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اند و ذرّیّۀ آنها در اصل‌ ایمان‌ از آنها پیروی‌ کرده‌اند، ما ذرّیّۀ آنها را به‌ آنها مُلحَق‌ می‌سازیم‌ و از اعمال‌ آنها هیچ‌ نمی‌کاهیم‌؛ و هر کس‌ مرهون‌ اعمال‌ خودش‌ می‌باشد.»

معلوم‌ است‌ که‌ الحاق‌ و لحوق‌، در اصل‌ ایمان‌ تنها نیست‌، زیرا که‌ بنا بفرض‌ ذرّیّه‌ ایمان‌ آورده‌اند، بلکه‌ الح

/ 9 نظر / 97 بازدید
طهورا

سلام قولا من رب رحیم آمدیم برای عرض تسلیت و حسابی پذیرایی شدیم. دست مریزاد ابجی جان. انشا’الله نه فقط با علما که با علامه ها ، بلکه با امام شان محشورگردی. حظ وافر بردیم اگرچه حظ ما همه اش خیال است. انشا’الله خداوند مراتب عقلی و شهودیش را نصیبمان گرداند. یا علی

مصباح

سلام علیکم خدا عوضت بده عالی بود! با علامه محشور بشی! به قول طهورا خداوند ما را به شهود برساند به قول من به شهود رسیدن مهم نیست آدم باشیم

محب ولایت

و قل رب انزلنی منزلا مبارکا و انت خیرالمنزلین

زهرا حسین زاده

سلام علیکم خواهر خوبم متشکرم از لطفتون که به من سر زدید.باید از حضورتون بی نهایت غذر خواهی کنم انقدر از روز بعد از عید سعید فطر گرفتار شدم که هر دو سه روز یه بار فقط فرصت پیدا می کردم ایمیلها م را چک کنم اما فرصت جواب دادن به خیلی از انها را هم پیدا نکردم.من هم با جلسات به صورت اینترنتی موافقم .اگر کمکی هم از من بر می اید که می توانم انجام دهم خوشحال می شوم بفرمایید عزیزم.[گل][گل][گل] التماس دعای مخصوص عزیزم. یا علی

محب ولایت

سلام علیکم[گل] سالروز میلاد حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و به میمنت آن "روز دختر" مبارک باد[گل]

محب ولایت

ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּּּּּ ּ ּ ּ ּ \____________________ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞,ּ ּ ּ ּ ּ ּ \¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯ֹֹ\ ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּּ۞۞,ּּּ ּ ּ ּ\ یا امام خامنه ای ִ \ ּ ּ ּ۞۞ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּּ ּ ּּ۞۞ـּ ּ ּ ּ\__________________̲̲/_̲ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ\¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯ ּ ּ۞۞ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ\ ּ ـ۞۞ּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ۞۞ ּ ּ ּ ּ ـ۞۞ּ ּ \ּ ּ ּ ۞۞ ּ ۞۞ـּ ּ ּ ۞۞ּ ּ ּ ּ۞۞ ּ ּ ּ ـ۞۞ּּ ּ \ּ ּ ּ ּ۞۞ ּ ۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞ ּ ּ۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞ ֹֹֹֹ¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯¯\¯¯¯¯¯¯¯¯ ִ ִ ִ ִ ִ ִ ִ ִ ۞ִִ ִ ִ ִ ۞ִ۞

محب ولایت

سلام علیک در واقع آیه 44 سوره بقره به یکی از شرایط آمر به معروف و ناهی از منکر اشاره نموده و خواسته است که چنین فردی خود را نیز آمر و ناهی باشد. لذا بر اهلیت فرد کمک می کند و نافی بر اهلیت نیست. خدایا من را اهل و اهلی کن

طاها

سلام شرمنده دوست خوبم ببخشید که خیلی دیر آن کردم اومدم بگم اگه افتخار میدین خوشحال میشم مطلب جدیدمو بخونین شعری بنام "اشک"

محب ولایت

سلام علیکم[گل] فرارسیدن سالروز میلاد باسعادت سراج الله، نورالهدی، مکیدة الملحدین، سلطان الانس و الجانّ، غریب الغرباء، معین الضعفاء، شمس الشموس، امام الرئوف، دهمین معصوم، هشتمین حجت خدا، حضرت علی بن موسی الرضا المرتضی را خدمت شما تبریک، تهنیت و شادباش عرض می نمایم[گل]