آغازی بر یک پایان

یا علی ! باز کن چشمان نازآلوده را *بنگر این چشم نیاز آلوده را
نویسنده : مهاجر - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳۸٥
 

بسم رب الشهداوالصدیقین

جستجويي كن سبوي باده را

شستشويي كن به مي سجاده را

اي مسلمان زاده بعد از هر اذان

ركعتي تنهي عن الفحشا بخوان

گر نمازت ناهي از منكر شود

از اذانت گوش شيطان كر شود

*******

خانقاه و مسجد و دیر و کنشت
هرکه را دیدم به دل بت می سرشت
لیک در بتخانه دیدم بی عدد
هر صنم سرگرم ذکر یا صمد
یا صمد یعنی که ما را بشکنید
پیکر ما را در آتش افکنید
گر سبک گردیم در اتش چو دود
می توان تا مبدا خود پرگشود

*****************

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر

کاش این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مرا عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط عوان من است

ای نگه ات خواستگاه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما

محمد رضا آغاسی

**************

 

یا علی مدد

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست   در هوای در کویش پروبالی بزنم ...


 
comment نظرات ()