آغازی بر یک پایان

با همه و بی همه
نویسنده : مهاجر - ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ آذر ۱۳۸٥
 

بسم الله خیرالاسما

آيت الله حسن زاده آملي

يک نَفَس از نَفْس ايمن مباش که دشمني سخت رهزن و رهزني سخت دشمن است. همواره در کمين است و اقتضاي طبيعتش اين است. از شهرت و از شهوت بپرهيز و از معاشر(همنشين) ناجنس به‌خصوص از نفْس بگريز که:

نخست موعظه پير مي فروش اين است                      كه از معاشر نا جنس احتراز كنيد

دائماً طاهر باش و به حال خويش ناظر باش و عيوب ديگران را ساتر باش. با همه مهربان باش و از همه گريزان باش. يعني با همه باش و بي همه باش.

برگرفته از الهی نامه استاد:

الهى ! يقينم را زياد گردان و اضطرابم را به اطمينان مبدل كن و آنى را در آخر خواهى كنى در اول كن ، كه شفاعت آخرين از آن ِ ارحم الراحمين است.

الهى ! عقل گويد " الحذر الحذر" ، عشق گويد " العجل العجل " آن گويد دور باش و اين گويد زود باش.

الهى ! نعمت‏ سكوتم را به بركت " وَاللهُ يُضاعَفُ لِمَنْ يَشاء " اضعاف مضاعف گردان.

یا علی مدد


 
comment نظرات ()