آغازی بر یک پایان

غفلت- آية الله جوادي آملي(2)
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٥
 

بسم الله الرحمن الرحیم

فصل يكم: غفلت

در فن اخلاق، غفلت به عنوان مانع، و بيدارى به عنوان شرط لازم تهذيب نفس و سير و سلوك شمرده شده است. مقدمه واجب سير و سلوك آن است كه انسان توجه كند كه ناقص است و بايد كامل شود و مسافر است و به زاد و راحله و راهنما نياز دارد و بديهى است كه اگر كسى غافل باشد و نداند مسافر است، در جاى خود مى‌ماند، چنانكه جناب مصلح الدين سعدى گفته است: حرم در پيش است و حرامى در پس؛ اگر رفتى، بردى و اگر خفتى، مردى.(1) كسى كه عازم سفر است اگر نداند كه مسافر است و حرامى و راهزن در كمين اوست، اگر بخوابد، يقينا گرفتار غارت راهزنان خواهد شد و اگر نخوابد و حركت كند، به مقصد مى‌رسد. شيطان صريحا گفت من در كمينم: لاقعدن لهم صراطك المستقيم(2) كسى كه بداند مسافر است، قهرا به فكر حركت است و اگر مسافر به فكر حركت باشد، به فكر تحصيل زاد و توشه مطابق با مسير و مقصد خواهد بود. در تعبيرات دينى از كسانى كه اهل سير و سلوك نيستند به عنوان خوابيده يا مست ياد مى‌شود. مست كسى است كه مِى، عقلش را پوشانده است و بنابراين، جوانى و يا مقام و غرور و مال هم از آن جهت كه چهره عقل را مى‌پوشاند و نمى‌گذارد انسان بيدار شود و حركت كند مست كننده است. به هر تقدير، كسى كه نداند ناقص است و كاملى بايد او را تكميل كند و يا نداند نيازمند است و بى‌نيازى بايد نيازش را رفع كند و يا نداند مسافر است و بايد حركت كند، او در خواب است و سهمى از اخلاق ندارد و در حالت خواب هم مى‌ميرد و در همان حال او را به جايى كه نمى‌خواهد، مى‌برند؛ چون حركت ضرورى و يقينى است: و ما جعلنا لبشر من قبلك الخلد افائن مت فهم الخالدون(3) هيچ كس در نشئه طبيعت، آرام نيست و نمى‌آرمد؛ زيرا دنيا آرامگاه نيست؛ چنانكه برزخ و قبر نيز آرامگاه نيست.

 به هر تقدير، كسى كه نداند ناقص است و كاملى بايد او را تكميل كند و يا نداند نيازمند است و بى‌نيازى بايد نيازش را رفع كند و يا نداند مسافر است و بايد حركت كند، او در خواب است و سهمى از اخلاق ندارد و در حالت خواب هم مى‌ميرد و در همان حال او را به جايى كه نمى‌خواهد، مى‌برند؛

اين كه در چهره سنگ قبر، نوشته مى‌شود: آرامگاه بر اساس نسبت برزخ به دنياست وگرنه قبر يا برزخ نيز نسبت به قيامت، آرامگاه نيست، اگر چه برزخيان تلاش اهل طبيعت و دنيا را پشت سر گذاشته‌اند؛ ولى در جوش و خروشند تا به دارالقرار امن و مطلق كه بهشت است برسند. در حقيقت بهشت آرامگاه است. در مناجات شعبانيه نيز در باره بيدارى از خواب غفلت آمده است: الهى لم يكن لي حول فانتقل به عن معصيتك الا في وقت ايقظتني لمحبتك(4) خدايا! من غافل بودم و هيچ توفيق حركت نداشتم مگر آنگاه كه تو مرا بيدار كردى؛ اما براى اين بيدارى، تلاش و كوشش لازم است. صداى انبيا وقتى به گوش كسى برسد، او را بيدار مى‌كند؛ حتى اگر خوابيده باشد و انبيا هم آمده‌اند تا مردم خوابيده را بيدار كنند، ولى اگر خواب كسى، سنگين باشد، صداى انبيا هم چنين انسان خوابيده را بيدار نمى‌كند. از اين رو ذات اقدس خداوند به رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى‌فرمايد: و ما انت بمسمع من فى القبور(5) كسى كه مرده يا خوابيده است سخن تو را نمى‌شنود تا زنده يا بيدار شود. اما اگر كسى بيدار شود، مى‌فهمد بايد حركت كند و اگر حركت نكند و دو لحظه در يك حال بماند، مغبون است.

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: من استوى يوماه فهو مغبون(6) اگر كسى دو روزش يكسان باشد، گرفتار غبن و زيان است؛ منظور از روز هم شبانه روز يا روز در مقابل شب نيست. بنابراين، اگر كسى دو ساعت و حتى دو لحظه‌اش يكسان باشد، ضرر كرده است؛ زيرا عمر خود را داده و چيزى در مقابل آن نگرفته است، ولى اگر دائما به ياد حق باشد، چنانكه قرآن كريم مى‌فرمايد: و اذكر ربك فى نفسك تضرعا و خيفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال ولا تكن من الغافلين(7) حتى دو دقيقه يا دو لحظه‌اش نيز، همسان نيست و او هر لحظه به ذات اقدس اله نزديك‌تر مى‌شود و مى‌فهمد كه هر مرتبه‌اى نسبت به مرتبه آينده، نقص و هر مرتبه آينده نسبت به گذشته كمال است. از اين رو گفته‌اند: حسنات الابرار سيئات المقربين.(8) بنابراين، اولين شرط براى سير و سلوك، بيدارى است. پس از بيدارى و عزم بر حركت انسان سالك در مى‌يابد كه براى حركت، زاد و توشه، مركب، راهنما و شناخت لازم است.

پي‌نوشت‌ها:

1- گلستان، باب دوم، حكايت 11.

2- سوره اعراف، آيه 16.

3- سوره انبياء، آيه 34.

4- مفاتيح الجنان، مناجات شعبانيه.

5- سوره فاطر، آيه 22.

6- بحارالانوار، ج 68، ص 173.

7- سوره اعراف، آيه 205.

8- بحارالانوار، ج 25، ص 205.

لينک مطلب مرتبط :

موانع سير و سلوک- آية الله جوادي آملي (1)

از تبیان برداشتم

یا علی مدد


 
comment نظرات ()