آغازی بر یک پایان

مرج البحرين يلتقيان
نویسنده : مهاجر - ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٥
 
بسم الله الرحمن الرحيم
 

مودت و رحمت بين علي و فاطمه -علي و فاطمه لباس يكديگر بودند -

رابطه نورٌ علي نور


مودت و رحمت بين علي و فاطمه

عشق و محبت بين علي(ع) و فاطمه زهرا(س) وصف ناپذير و براي ما غيرقابل درك است، سراسر زندگي كوتاه آن دو با يكديگر حاكي از عنصر الهي و صفت خداوند متعال، يعني مودّت بود. از كمترين سخن آنان با يكديگر و از ذره ذره اعمال آنان، عشق محبت به يكديگر متجلي بود.

حالات و سخنان آن دو در هنگام فراق زهرا(س) اوج تجلي عشق بود، اميرالمؤمنين بعداز دفن فاطمه(س) با پيامبر اكرم(ص) درد دلي دارد.
السلام عليك يا رسول الله… قل عن صفيتك صبري و عفا من سيدة نساءالعالمين تجلدي…. فما اقبح الخصراء و الغبراء يا رسول الله اما حزني فسرمد و اما ليلي فمسهد و هم لايبرج من قلبي اويختارالله لي دارك التي انت فيها مقيم كمدمقيح و هم مهيج….[1]
سلام بر تو از رسول خدا…. مرگ فاطمه صبر و شكيبايي را از من برده و خويشتن داريم را از كفم ربوده…. بعداز او آسمان نيلگون و زمين با تمام زيبائيهايش برايم بسيار زشت مي‎نمايد حزن و اندوه من ابدي شد و پاياني نداد شبم به خرابي مبدل گرديد و هرگز اندوه او از قلبم بيرون نميرود مگر اينكه خداوند خانه‎اي كه تو اكنون در آن مقيم هستي، برايم اختيار كند.
از دست دادن او غصه‎اي است كه دل را خون، اندوهي مهيج است… اين تعابير، تعابير برخواسته از اوج عشق و مودت يك مرد نسبت به زني است كه از دست داده است.
فاطمه زهرا(س) نيز در بستر اشك ميريزد از فراق علي(ع) و به رنجها و دردهاي علي(ع) كه از آن به بعد به شوهرش رومي‎نمايد، مي‎انديشد و گريان ميشود.
امام صادق(ع) مي‎فرمايد: لماحضرت الوفات بكت، فقال لها اميرالمؤمنين: ياسيدتي! ما يبكيك؟ قالت: ابكي لما تلقي بعدي! فقال لاتبلي فوالله ان و بك لصغير عندي… [2]چون هنگام فراق رسيد چشمان فاطمه زهرا(س) اشكبار بود و مي‎گريست حضرت امير(ع) از او پرسيد««اي سرور من»»! گريه تو از چيست؟! فرمود بر مسائل و مشكلاتي كه بعداز من به تو ميرسد، گريانم….

فاطمه زهرا(س) در بستر شهادت به علي(ع) مي‎انديشد و ميخواهد در اين واپسين لحظات با اشك چشمان، علي(ع) را ياري نمايد، چنانكه در طول زندگي با اعمال و سخنان خود او را ياري نمود. تعبير شگفت‎انگيز علي(ع):يا سيدتي از فاطمه(س) در اين گفتگو بسيار قابل تأمل است و به نوبه خود حاكي از عظمت فاطمه(س) و عشق علي(ع) به او ميباشد.
فراق فاطمه(س) آنقدر براي علي(ع) جانكاه است كه چون خبر وفات را به آن حضرت ميدهند، به زمين مي‎افتد و نميتواند برخيزد: فوقع علي وجهه[3] و در روايات ديگر آمده كه علي(ع) دچار غش و بي هوشي ميشود. فغشي عليه حتي رش عليه الماء ثم افاق[4] آنان از من و ما گذشته بودند و خواسته يكديگر را بر خواست خود ترجيح ميدادند و مقدم ميداشتند و چنانكه از يكديگر تقاضا و خواهش ميكردند موجب سرور و خوشحالي ديگري بود[5] و در عمل و سخن همرنگ، هماهنگ و يگانه بودند. آنان هرگز يكديگر را ناراحت نكردند و از هم خشمگين نشدند بلكه برعكس آرامبخش يكديگر در اوج ناراحتي و الم بودند و چون به يكديگر نگاه ميكردند رنجها و اندوههاي آنان برطرف مي‎گرديد.
علي(ع) مي فرمايد: بخدا سوگند تا آنگاه كه خداي جليل او را قبض روح نمود هرگز او را خشمگين نساختم و بر هيچ كاري او را اكراه و اجبار نكردم، و او نيز مرا هرگز خشمگين نساخت و نافرماني ننمود هروقت به او نگاه كردم رنجها و اندوههايم برطرف شد.[6]
بالاترين تجلي و ظهور رحمت بين زن و مرد را بايد در رابطه علي(ع) و فاطمه زهرا(س) جستجو نمود اساس زندگي آنان بر ايثار و از خودگذشتگي  بود و آنان براي يكديگر تلاش ميكردند اما تلاشي بدون چشم داشت يا ترس[7] و پيوند آنان، پيوندي بي منت بود.[8] ارتباط و گرفتگي آنان در جهت تقويت اهدافشان بود و گذشت علي(ع) براي تقرب بخداوند متعال و ان اعف فالعفو لي قربه[9] آنان در برو نيكي كمك يكديگر بودند. تعاونوا علي البر و التقوي (و بهترين يار در حركت بسوي تكامل و خداوند متعال) لم العون علي طاعه الله.


اساس زندگي آنان بر صدق و صفا و امانت بود. عايشه گويد: هرگز راستگوتر از فاطمه(س) نديدم[10] فاطمه زهرا(س) در آخرين لحظات حيات خطاب به علي(ع) مي‎فرمايد: پسرعمو! مرا هرگز دروغگو و خيانتكار نيافتي و از آن هنگام كه با من زندگي كردي هرگز در هيچ امري با تو مخالفت نكردم[11] ظاهر و باطن آنان در برخورد با هم يكي بود[12].  و در عمل و حرف يكرنگ و هم‎آهنگ بودند[13]. ان الوفا توأم الصدق و لا اعلم اوقي منه و لا يغدر من علم كيف المرجع.
در هيچ سختي و شدتي به ستوه نمي‎آمدند[14] و آنان هيچگاه همديگر را شرمنده نكردند و كاري كه در توان ديگري نبود از هم نمي خواستند و از تحمل كاري كه در طاقت ديگري نبود شرم داشتند و اصولاً از يكديگر تقاضاي ماديات نميكردند و چنانچه تقاضا مي‎نمودند موجب خوشحالي ديگري بود قالت فاطمه(س): يا ابالحسن اني لاستحي من الهي ان اكلفك ما لاتقدر عليه[15] من از خدايم شرم مي‎كنم كه كاري از تو درخواست نمايم كه مقدور نباشد و در جايي ديگر حضرت مي‎فرمايد: كان رسول الله نهاني ان اسئلك شيئا قال: لاتسألين ابن عمك شيئا ان جائك و لافلا تسأليه

پدرم به من توصيه نمود كه از علي(ع) چيزي درخواست مكن  و هرچه او آورد استفاده كن و گرنه تحمل بنما.
فاطمه زهرا(س) در محيط خانه معطر بود و استعمال زينت مي‎نمود اما اين حالت را فقط براي علي(ع) ميخواست و اجازه نميداد كه ديگري از عطر و زينت او بويي ببرد. حضرت زهرا(س) در جواب سؤال پيامبر كه چرا خود را از نابينا پوشيده داشتي؟! فرمود: اگر او مرا نمي‎بيند من او را مي‎بينم و نيز رايحه و عطر را مي‎بويد و شامه‎اش سالم است[16] قال موسي بن جعفر(ع): عن اباته قال علي(ع) استأذن اعمي علي فاطمه(س) فحجبته فقال رسول الله لم حجبتيه و هو لا يراك؟ فقالت(ع) ان لم يكن يراتي فاني أراه و هو يشم الريح فقال رسول الله(ص): اشهد انك بضعه مني.

در شب عروسي اگرچه لباس خود را بخشيد[17] اما لباس و زينتي كه در زمين در اوج زيبايي بود از بهشت نازل شد و حضرت پوشيد و در مراسم حاضر شد [18]فاطمه(س) ظاهر خود را فقط براي علي(ع) ميخواست و اين خواست را به تمام زنان عالم توصيه نمود««براي زنان بهترين چيز آن است كه مردان او را نبينند»»[19]
بوي فاطمه مخلوطي از گل ياس و گل سرخ و عطر بود. رسول خدا(ص) فرمود: بوي پيامبران از عطر(به) و بوي حوريان بهشت از عطر گل ياس و بوي ملائكه از عطر گل سرخ است اما بوي دخترم فاطمه از عطر (به) و گل ياس و گل سرخ است.[20]
در مسائل مادي هيچگاه بين آنان مشكلي پيدا نشد و اصولاً بحث مال و ثروت و تعلق آنان به علي(ع) يا فاطمه زهرا(س) مطرح نبود و اگر فاطمه بخاطر فدك به مبارزه پرداخت صرفاً بخاطر تقويت بنيه مالي علي(ع) در انجام رسالت امامتش بود.
در آغاز شروع زندگي مشترك حارثه بن نعمان منزلي به علي(ع) هديه ميكند. علي(ع) نيز بلافاصله آن را به زهرا(س) هديه مي‎نمايد. آنان موجب بركت و پركردن خلأهاي اقتصادي يكديگر بودند. علي(ع) در اين باره مي‎فرمايد: من در حالي فاطمه(س) را تزويج نمودم كه جز يك فرش بي‎روپوش و يك ميش شيرده نداشتم و از بركت وجود فاطمه داراي همه چيز از اساس زندگي شدم و صدقات من بني‎هاشم را ثروتمند كرد.

 
اين رابطه اوج رابطه معنوي و الهي يك زن و مرد است كه علي(ع) و فاطمه(ع) در قله رفيع آن قرار داشتند.  اين رابطه درخصوص آن دو وصف ناپذير است و بركات وجودي آن خانواده و بيت در عالم فراگير است.همين رابطه است كه خانه علي(ع) و فاطمه(ع) را مهبط وحي قرار داد و نور هدايت از آن، در عالم بشريت مي‎درخشد و خداوند با آن نور هر كه را بخواهد هدايت ميكند. نورٌ علي نور يهدي الله لنور من يشاء[21]
اينكه خانه آنان ملجاء و پناه يتيمان، اسيران و فقيران بود (يطعمون الطعام علي حبه مسكينا يتيما و اسيرا)[22] و مهمتر از آن وجه و جهت اين پناه، رضا و حب خداوند بود؛ تجلي همين رابطه بود و اگر چشمان علي(ع) در گرسنگي مردم گريان شد و درد اجتماعي را بر درد اهل و عيال خود مقدم مي‎داشتند[23] و اگر فاطمه گردنبند خود را مي‎بخشد و گرسنه‎اي را سير ميگرداند و برهنه را لباس مي‎پوشاند و فقيري را بي‎نياز مي‎گرداند و بنده‎اي را آزاد مي‎نمايد[24] و اگر فاطمه لباس عروسي خود را مي‎بخشد و از مما تحبون، انفاق مي‎كند[25] و از همه بالاتر مهريه خود را از مال دنيوي تبديل به سرمايه معنوي اخروي در جهت بذل آن به امت اسلامي يعني شفاعت مي‎نمايد؛ همه و همه ناشي از رابطه «نورٌ علي نور» آن دو وجود مبارك است.

منابع
[1] - نهج البلاغه/خطبه 302 و اصول کافي/ج1/کتاب الحجه/باب فاطمه زهرا(س)
[2] - بحار/ج43/ص218 و بيت الاحزان/ص12 و 149
[3] - بحار/ج43/ص187 و جلاءالعيون/ج1/ص 219
[4] - جلاء العيون/ج1/ص224
[5] - بحار/ج43/ص193 و منتهي الامال/ص165 و رياحين الشريعه/ج2/ص143
[6] - بحار/ج43/ص134/و کشف الغمه/ج1/ص492
[7] - نهج البلاغه/خطبه86/ص89/ترجمه معاديخواه
[8] - نهج البلاغه/خطبه133/ص152/ ترجمه معاديخواه و خطبه36/ص251
[9] - نهج البلاغه/نامه23/ص310/ ترجمه معاديخواه
[10] - بحار/ج43/ص53 و کشف اللغمه/ج1/ص30 و مناقب آل ابيطالب/ج3/ص119
[11] - بحار/ج43/ص193و منتهي الامال/ص165
[12] - نهج البلاغه/خطبه41/ص54/ ترجمه معاديخواه و نامه26/ص314
[13] - نهج البلاغه/خطبه41/ص54/ ترجمه معاديخواه
[14] - نهج البلاغه/خطبه 191
[15] - بحار/ج41/ص30 و ج43/ ص31 و 59 و تفسير البرهان/ ج1/ص282
[16] - بحار/ج43/ص91 و منتهي الامال/ص 161 و 162
[17] - رياحين الشريعه/ج1/ص106
[18] بحار/ج43/ص30
[19] -کشف الغمه/ج2/ص23 و 24 و مناقب آل ابي طالب/جلد3/ص119 و منتهي الامال/ص161
[20] -رياحين الشريعه/ج1/ص208
[21] - نور/35
[22] دهر
[23] - کشف الغمه/ج2/ص26 و 29 و بحار/ ج59 و 61 و اشاره به ماجراي گرسنگي خانواده و مقداد و مائده آسماني
[24] - بحار/ج43/ص 56 و 58
[25] - بحار/ج43/ص83 و 84 و رياحين الشريعه/ج1/ص106

 

 
comment نظرات ()