آغازی بر یک پایان

نجمه
نویسنده : مهاجر - ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ آبان ۱۳۸٥
 

بسم الله خیرالاسما

صلی الله علیک يا معين الضعفا !

نجمه , مادر بزرگوار امام رضا(ع ) و از زنان مومنه , پارسا, نجيب و پاكيزه بود.
حميده , همسر امام صادق (ع ), او را كه كنيزى از اهالى مغرب بود, خريد و به منزل برد.
نجمه در خانه امام صادق (ع ), حميده خاتون را بسيار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او, هيچ گاه نزدش نمى نشست !.
روزى حميده در عالم رويا, رسول گرامى اسلام (ص )را ديد كه به او فرمودند:اى حميده !.
نـجـمـه را به ازدواج فرزند خودموسى درآور زيرا از او فرزندى به دنيا خواهد آمد كه بهترين فرد روى زمين باشد.
پس از اين پيام , حميده به فرزندش امام كاظم (ع ) فرمود: پسرم !.
نـجـمـه بانويى است كه من هرگز بهتر از او را نديده ام , زيرا در زيركى و محاسن اخلاق , مانندى ندارد.
من او را به تو مى بخشم , تو نيز در حق او نيكى كن .
ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر(ع ) و نجمه , نورى شد كه در شكم مادر به تسبيح و تهليل مـشـغـول بـود و مـادر از آن , احـسـاس سنگينى نمى كرد وچون به دنيا آمد, دست ها را بر زمين گذاشت , سر را به سوى آسمان بلندكرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گويا با خدايش رازو نيازمى كرد.
پس از تولد امام هشتم (ع ), اين بانوى مكرمه با تربيت گوهرى تابناك , ارزشى فراتر يافت .
مـادر بـر آن بـود تـا تربيت و پرورش فرزندش , وى را از عبادات و مناجاتش باز ندارد, از اين رو به بستگانش گفت :دايه اى پيدا كنيد تا مرا در امر شيردادن كمك كند.
از وى پرسيدند:مگر شير تو كم شده است ؟.
نـجمه گفت :خير, ولى نوافل و ذكرهايى كه قبل از تولد حضرت رضا(ع ) داشته ام و به آنها عادت كرده بودم , به خاطر شيردادن كم شده است , ازاين رو مى خواهم كسى من را در امر شيردادن يارى كند تا بتوانم دوباره آن عبادات ومناجاتم را شروع كنم !.

http://al-shia.com/html/far/2ahl/khandan/najme.htm

یا علی مدد


 
comment نظرات ()