آغازی بر یک پایان

نامه 58 نهج البلاغه ...
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ مِنْ کِتاب لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
از نامه هاى آن حضرت است

کَتَبَهُ اِلى اَهْلِ الاَْمْصارِ، یَقُصُّ فیهِ ماجَرى بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اَهْلِ صِفّینَ
به اهـالى شـهرها، که در آن جریـان صفّیـن را گزارش نمـوده

وَ کانَ بَدْءُ اَمْرِنا اَنَّا الْتَقَیْنا وَ الْقَوْمُ مِنْ اَهْلِ الشّامِ، وَ الظّاهِرُ اَنَّ
آغاز برنامه ما این بود که با شامیان روبرو شدیم، ظاهر امر
رَبَّنا واحِدٌ، وَ نَبِیَّنا واحِدٌ، وَ دَعْوَتَنا فِى الاِْسْلامِ واحِدَةٌ،
این بود که پروردگارمان و پیامبرمان و دعوتمان به اسلام یکى بود،

وَ لانَسْتَزیدُهُمْ فِى الاْیمانِ بِاللّهِ وَ التَّصْدیقِ بِرَسُولِهِ
نه ما زیاد کردن ایمان به خدا و تصدیق به پیامبر(ص) را از آنان خواستیم
وَ لایَسْتَزیدُونَنا، الاَْمْرُ واحِدٌ اِلاّ مَا اخْتَلَفْنا فیهِ مِنْ دَمِ عُثْمانَ
و نه آنان از ما، برنامه واحد بود جز اینکه اختلاف ما با یکدیگر در خون عثمان بود
وَ نَحْنُ مِنْهُ بَراءٌ، فَقُلْنا: تَعالَوْا نُداوِ ما لا یُدْرَکُ الْیَوْمَ بِاِطْفاءِ النّائِرَةِ،
که دامن ما از آن پاک بود، گفتیم: بیایید با خاموش کردن آتش فتنه و آرام نمودن مردم به چاره چیزى
وَ تَسْکینِ الْعامَّةِ، حَتّى یَشْتَدَّ الاَْمْرُ وَ یَسْتَجْمِعَ، فَنَقْوى
برخیزیم که پس از این نمى توان چاره کرد، تا امر خلافت استوار شود و مسلمانان متحد گردند، و قدرت
عَلى وَضْعِ الْحَقِّ فى مَواضِعِهُ. فَقالُوا: بَلْ نُداویهِ بِالْمُکابَرَةِ.
پیدا کنیم که حق را در جایگاههاى خودش قرار دهیم. در جواب ما گفتند: این کار را با زدوخورد علاج مى کنیم.
فَاَبَوْا حَتّى جَنَحَتِ الْحَرْبُ وَ رَکَدَتْ، وَ وَقَدَتْ نیرانُها
از پیشنهاد ما روى گرداندند تا جنگ بالش را گشود و استوار و محکم شد، و شعله هایش برافروخت
وَ حَمِسَتْ. فَلَمّا ضَرَّسَتْنا وَ اِیّاهُمْ، وَ وَضَعَتْ مَخالِبَها فینا وَ فیهِمْ،
و زبانه کشید. چون جنگ دندانش را در ما و آنان فرو برد، و چنگالش را در دو طرف گذاشت،
اَجابُوا عِنْدَ ذلِکَ اِلَى الَّذى دَعَوْناهُمْ اِلَیْهِ، فَاَجَبْناهُمْ اِلى ما دَعَوْا،
به آنچه آنان را دعوت مى کردیم گردن نهادند، ما نیز دعوتشان را پاسخ گفتیم،
وَ سارَعْناهُمْ اِلى ما طَلَبُوا حَتَّى اسْتَبانَتْ عَلَیْهِمُ الْحُجَّةُ،
و خواسته آنان را به سرعت پذیرفتیم ، تا حجت بر آنان ظاهر شد،
وَ انْقَطَعَتْ مِنْهُمُ الْمَعْذِرَةُ. فَمَنْ تَمَّ عَلى ذلِکَ مِنْهُمْ فَهُوَ الَّذى اَنْقَذَهُ
و عذرشان قطع گردید. پس هر یک از اینان بر این سخن پایدار ماند خداوند او را
اللّهُ مِنَ الْهَلَکَةِ، وَ مَنْ لَجَّ وَ تَمادى فَهُوَ الرّاکِسُ الَّذى رانَ اللّهُ عَلى
از هلاکت رهانده، و کسى که لجاجت کرد و بر گمراهیش ماند (خوارج) او سرنگونى است که خداوند بر دلش

قَلْبِهِ، وَ صارَتْ دائِرَةُ السَّوْءِ عَلى رَأْسِهِ.
پرده افکنده، و پیشامد بدى به گرد سرش چرخیده.

 

نامه 58 نهج البلاغه

 

 

 


 
comment نظرات ()