آغازی بر یک پایان

وکلات الامرالی حیدر ...
نویسنده : مهاجر - ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩
 

بسم الله الرحمن الرحیم

به فرموده حضرت علامه تهرانی گزیده ای از قصیدة مرحوم سیّد رضای هندی عرب را که معروف به قصیدة کوثریّه است در اینجا بیاوریم، و به برکات نفس نفیس رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین _ سلام الله علیه _ متوسّل گردیم؛ و از آن دو روح مقدّسی که برتر از روح القدس است استمداد، و برای رفع موانع سیر، و پیمودن درجات قرب از آن بزرگواران، استجلاب خیر و رحمت از ذات حضرت احدیّت کنیم.

 

سودت صحیفه اعمالی         و وکلات الامرالی حیدر 25

هو کهفی من نوب الدّنیا         و شفیعی فی یوم المحشر 26

قد تمّت لی بولایته         نعم جمّت عن ان تشکر 27

لا صیب بها الحظ الاوفی         واخصّص بالسّهم الاوفر 28

بالحفظ من النار الکبری         و الأمن من الفزع الاکبر 29

هل یمنعنی و هو الساقی         ان اشرب من حوض الکوثر 30

ام یطردنی عن مائده         وضعت للقانع و المعتر 31

یا من قد انکر من آیات         ابا حسن مالا ینکر 32

ان کنت لجهلک بالایام         حجدت مقام ابی شبر 33

فاسأل بدراً واسال احدا         وسل الاحزاب وسل خیبر 34

مَنْ دَبَّرَ فِیهَا الْأمْرَ وَ مَنْ أرْدَی         الْأبْطَالَ وَ مَنْ دَمَّرْ 35

مَنْ هَدَّ حُصُونَ الشِّرْکِ وَ مَنْ         شَادَ الاسْلَامَ وَ مَنْ عَمَّرْ 36

مَنْ قَدَّمَهُ طه وَ عَلَی         أهْلِ الْإیمَانِ لَهُ أمَّرْ 37

قَاسَوْکَ أبَاحَسَنٍ بِسِوَا        کَ وَهَلْ بَالطَّوْدِ یُقَاسُ الذَّرّْ 38

أنَّی سَاوَوْکَ بِمَنْ نَاوَوْکَ         وَهَلْ سَاوَوْانَعْلَیْ قَنْبَرْ 39

مَنْ غَیْرُکَ مَنْ یُدْعَی لِلْحَرْ        بِ وَللْمِحْرَابِ وَللْمِنْبَرْ 40

أفْعَالُ الْخَیْرِ إذَا انْتَشَرتْ         فِی النَّاسِ فَأنْتَ لَهَا مَصْدَرْ 41

وَإذَا ذُکِرَ الْمَعْروفُ فَمَا         لِسِوَاکَ بِهِ شَیُ یُذْکَرْ 42

أحْیَیْتَ الدَّینَ بِأبْیَضَ قَدْ         أوْدَعْتَ بِهِ الْمَوْتَ الْأحْمَرْ 43

قُطْباً لِلْحَرْبِ یُدِیرُ الضَّرْبَ         وَ یَجْلُو الْکَرْبَ بِیَوْمِ الْکَرّ 44

فَاصْدَعْ بِالْأمْرِ فَنَاصِرُکَ         التَّبَّارُ البَّتَّارُ وَشَانِئُکَ الْأبْتَرْ 45

لَوْلَمْ تُؤمَرْ بِالصَّبْرَ وَ کَظْمِ     الْغَیْظِ وَلَیْتَکَ لَمْ تُؤَمَرْ 46

مَانَالَ الْأمْرَ أخُوتَیْمٍ         وَلَا تَنَاوَلَهُ مِنْهُ حَبْتَرْ 47

مَا آلَ الْأمْرُ إلَی التَّحْکِیمِ         وَ زَاَیَلَ مَوْقِفَهُ الْأشْتَرْ 47

لَکِنَّ أعْرَاضَ الْعَاجِل مَا         عَلِقَتْ بِرِدَائِکَ یَا جَوْهَرْ48

أنْتَ الْمُهْتَمُّ بِحِفْظِ الدَّینِ         وَ غَیْرُکَ بِالدُّنْیَا تَغْتَرّ 49

أفْعَالُکَ مَا کَانَتْ فِیهَا         إلَّا ذِکْرَی لِمَنِ اذَّکَّرْ 50

حُجَجاً ألْزَمْتَ بِهَا الْخُضَمآءَ         وَ تَبْصِرَهً لِمَنِ اسْتَبْصَرْ 51

آیَاتُ جَلَالِکَ لَا تُحْصَی         وَ صِفَاتُ کَمَالِکَ لَا تُحْصَرْ 52

مَنْ طَوَّلَ فِیکَ مَدَائِحَهُ         عَنْ أدْنَی وَاجِبِهَا قَصَّرْ 53

فَاقْبَلْ یَا کَعْبَهَ آمَالِی         مِنْ هَدْیِ مَدِیحِیِ مَا اسْتَیْسَرْ 54

25_ من نامة اعمال خود را سیاه کرده ام، و لیکن امر خود را به حیدر واگذار نموده ام.

26_ اوست پناهگاه من در نوائب و مصائب دنیا، و اوست شفیع من در روز رستاخیز.

27_ در پرتو ولایت او نعمت های فراوانی به من ارزانی شده است که از شکر و سپاس برتر است.

28_ برای آنکه در اثر آن نعمت های ولائی، من به نصیب فراوانتر برسم، و به سهمیة بیشتری اختصاص یابم.

29_ در مصونیّت از بزرگترین آتش های قیامت، و امان از بزرگترین فزع و دهشت روز باز پسین.

30_ آیا می‌شود او مرا از آشامیدن آب حوض کوثر منع کند، در حالی که او ساقی کوثر است.

31_ آیا می‌شود او مرا از سفره أی، که برای مسکین سائل متذلّل و برای هر مسکین غی رسائل گسترده شده است، جلوگیری نماید؟

32_ أی، کسی که تو درباره ابوالحسن انکار آیات و شواهدی را می‌نمائی که ابداً قابل انکار نیست!

33_ اگر تو از روی جهل به تاریخ وقایع و حوادث روزگار، مقام ابوشبر (علی) را انکار می‌کنی!

34_ پس دربارة مقام و منزلت او از بدر سؤال کن! و از احد سؤال کن! و از احزاب بپرس! و از خیبر بپرس!

35_ چه کسی در این وقایع و جنگ‌ها تدبیر امور را نمود؟ و چه کسی شجاعان روزگار را به زمین انداخت؟ و چه کسی آنان را هلاک کرد و به دیار عدم و نیستی فرستاد؟

36_ چه کسی قلعه‌های مستحکم شرک و کفر را واژگون ساخته و فرو ریخت؟ و چه کسی کاخ اسلام را مشیّد و بلند و رفیع نمود؟ و چه کسی اسلام را آباد کرد، و حیات بخشید؟

37_ چه کسی او را حضرت طه (رسول خدا) بر همة مردم مقدّم داشت؟ و او را بر جمیع اهل ایمان امیر و سیّد و سالار نمود؟

38_ أی، ابوالحسن تو را با غیر تو مقایسه کردند؛ مگر می‌شود کوه را با ذرّه مقایسه کرد؟

39_ چگونه تو را با کسانی که با تو دشمنی کردند و در مقابل تو قرار گرفتند مساوی و برابر شمردند؟ و آیا چنین منزلتی را دارند که با دو لنگة نعلین قنبر: غلام تو برابر شوند.

40_ چه کسی غیر از تو بود که هم برای جنگ و محاربة، و هم برای عبادت و محراب، و هم برای منبر و خطابه خوانده شود و برگزیده گردد؟

41_ چون تمام کارهای معروف و شایسته در میان مردم انتشار یابد از تو سرچشمه گرفته است، و مصدر و مولّد آن تو بودی!

42_ و چون تمام کارهای نیکو را نام ببرند، همه‌اش برای توست! و برای غیر تو چیز قابل ذکری نیست!

43_ دین خدا را زنده کردی با شمشیر برّانی که مرگ سرخ را در آن به ودیعت نهفته بودی!

44_ شمشیر تو قطب مدار جنگ بود، که برای زدن و بریدن و جدا کردن پیوسته در دوران و گردش بود؛ و در روز حمله، غصه و اندوه را می‌زدود.

45_ پس با صدای بلند اعلان به امر خود کن! چون یاری کنندة تو اینکه هلاک کنندة و برنده و کوبنده و قطع کننده است؛ و مذمت کنندة تو مقطوع الذنب و دم بریده است.

46_ چنانچه تو مأمور به صبر و شکیبائی و فرو نشاندن خشم و غضب نبودی! و ایکاش که مأمور نبودی!

47_ به امر ولایت بر مردم و خلافت، ابوتیم (ابوبکر) نائل نمی شد و سپس حبتر (عمر) به ویلایت از ناحیة او نمی رسید.

47_ (نسخه بدل) پس مآل و بازگشت امر به تحکیم حکمین منتهی نمی شد؛ و مالک اشتر از موقف خود در نبرد مفارقت نمی نمود.

48_ و لیکن اعراض و طواری این دنیای عاجل، به ردای تو نچسبید و تعلق نگرفت، أی نادره جوهر عالم وجود!

49_ تو یگانه فردی بودی که برای دین خدا اهتمام نمودی! و غیر تو به دنیا مغرور شد!

50_ هیچیک از افعال و کردار تو نیست مگر آنکه برای افراد متذکر و حق جو، موجب تذکر و یادآوری شود.

51_ آن افعال حجّت هائی است که با آن دشمنان را ملزم کرده أی! و موجب بیداری و هشیاری است برای کسانی که مستبصر باشند.

52_ نشانه‌های جلال و آیات عظمت تو به شمارش در نمی آید! و صفات کمال تو نیز قابل شمردن نیست!

53_ کسی که درباره تو مدیحه‌های خود را طولانی کند و سخن به درازا کشاند، باز هم از عهدة اداء حقّ واجب کوچک ترین مدایح تو کوتاهی کرده است!

54_ پس ای، کعبة آمال من بپذیر از مدائح من این مقدار مختصر و میسوری را که به عنوان قربانی خود به پیشگاه تو هدیه آورده ام».

 

یا علی مدد

 


 
comment نظرات ()