آغازی بر یک پایان

حب دنیا ...
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٧
 

بسم الله الرحمن الرحیم

علی‏ بن أبی‏ حمزة البطائنی‏، از اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیهما السلام) و قائد (عصاکش) أبوبصیر بود. او در زمان امام موسی ‏بن جعفر (علیه السلام) مقام‏ والایی یافت و وکیل حضرت گردید. محبوس بودن طولانی امام کاظم (علیه السلام) سبب شد که اموال زیادی در نزد وکیلان حضرت جمع شود. حب دنیا و علاقه به اموال موجب شد که بعضی از آنان امامت امام رضا (علیه السلام) را انکار کرده و اموال‏ امام را به نفع خود ضبط کنند. آنان ادعا کردند که امام کاظم (علیه السلام) زنده است و در آینده ظهور خواهد ‌کرد. علی ‏بن‏ أبی‏ حمزه از سران این گروه، که واقفه نامیده شده ‏اند، است. نویسندگان کتابهای رجال و تراجم او را نکوهش و لعنت کرده‌اند و وی را بنیان‌گذار گروه واقفه دانسته‌اند.

مقدار پولی که پس از شهادت امام کاظم (علیه السلام) نزد علی ‏بن أبی‏ حمزه بود سی هزار دینار گزارش شده است. او و هم‌فکرانش برای‏ دست‌یابی به حطام دنیا با امام رضا (علیه السلام) به مخالفت پرداختند. چون رهبران واقفه از وکیلان امام موسی‏ بن جعفر (علیه السلام) بودند و نزد مردمان وجهه و آبرو داشتند برخورد با آنان سخت و مشکل می‏نمود، ولی بر اثر کوشش امام رضا (علیه السلام) و یاران وفادار و مخلص ایشان این توطئه ناکام ماند و طریق صحیح امامت برای مردمان روشن شد.

امام رضا (علیه السلام) علی‏ بن أبی‏ حمزه را لعن کرده و او را به عذاب جهنم وعده داده است. این نکته نشانگر سختی راه و بد‌عاقبتی کسانی است که حتی عمری در محضر معصومین (علیهم السلام) بوده‏اند.

 برگرفته از جزوه تاریخ حدیث ١


 
comment نظرات ()
 
یا باقر العلوم!
نویسنده : مهاجر - ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧
 

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند ، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)

*********************

هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .

 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)

*************************

سه خصلت است که دارنده اش نمی میرد تا عاقبت شوم آن را ببیند : ستمکاری ، ازخویشان بریدن ، و قسم دروغ که نبرد با خداست .

کافی ، ج 75، ص (174)

***********************

به خدا سوگند هیچ بنده ای در دعا ، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند ، جز اینکه حاجتش را بر آورد . کافی ، ج 2 ، ص (475)

************************

خداوند عزوجل از میان بندگان مؤمنش آن بنده ای را دوست دارد که بسیار دعا کند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زیرا آن ، ساعتی است که درهای آسمان در آن هنگام باز گردد و روزیها در آن تقسیم گردد و حاجتهای بزرگ بر آورده شود .

کافی ، ج 2 ، ص (478)

*************************

دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است . کافی ، ج 2 ، ص (507)

**************************

سه چیز پشت انسان را می شکند : مردی که عمل خویش را زیاد شمارد ، گناهانش را فراموش کند ، و به رای خویش ، خوشنود باشد .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 69، ص (314)

 یا علی مدد

http://tebyan.net


 
comment نظرات ()
 
حزب الهى ها باید حرف اول را بزنند
نویسنده : مهاجر - ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ۱۳۸٧
 

بسم الله معین المستضعفین !

وجود حاج یدالله کلهر براى بچه ها تکیه گاه بود، حتى در پشت جبهه و در ورزش و بازى. یادم است که تیم والیبال دسته یک کرج را براى مسابقه به سپاه دعوت کرده بودیم. چهار، پنج نفر از بازیکنان والیبال در آن تیم حضور داشتند.

مسابقه شروع شده بود. آنها متوجه بودند که ما تیم ضعیفى هستیم و به خاطر همین سعى کردند با ما مدارا کنند. دور اول با نتیجه ? - ?? باختیم. این مسئله در روحیه بچه ها تاثیر بدى گذاشته بود. همه مى گفتند اى کاش آنها را دعوت نمى کردیم هر چه باشد بچه هاى سیاسى و حزب الهى نباید از خود ضعف نشان بدهند باعث آبروریزى مى شود...

دور دوم هم باختیم. مى خواستیم دور سوم را شروع کنیم که حاج یدالله را از دور دیدیم که مى آمد. بچه ها انگار جان دوباره گرفتند. وقتى نتیجه بازى را شنید گفت که بازى مى کند. همه با خوشحالى قبول کردند و او وارد زمین شد. من پاس مى دادم و او آبشار مى زد و مى گفت: حواست باشد پاسهایى که مى دهى نیم متر بالاى تور باشد. » در همان لحظات اول روحیه بچه ها تغییر کرد. وقتى حاج کلهر به هوا مى پرید تا آبشار بزند مى دیدیم که کمربندش تا بالاى تور مى رسد. تیم مقابل چهار نفرى براى دفاع به هوا مى پریدند و نمى توانستند توپها را بگیرند، بدین ترتیب سه دور دیگر تیم ما برنده شد. وقتى مسابقه تمام شد دور هم جمع شدیم، گفتم: چه خوب شد که شما رسیدى و الا بازى را باخته بودیم. «چطور این قدر خوب و محکم بازى مى کنى؟

 گفت: همین قدر مى دانم که بچه هاى حزب الهى دست روى هر کار بگذارند باید حرف اول را بزنند.

ابوذر خدابین از همرزمان شهید کلهر

http://tebyan.net/GodlyPeople/Martyrs/Martyrs/2008/12/4/80231.html

یا علی مدد


 
comment نظرات ()
 
عجله ....
نویسنده : مهاجر - ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وَ یَدْعُ الانسنُ بِالشرِّ دُعَاءَهُ بِالخَْیرِ وَ کانَ الانسنُ عجُولاً(11)

 

مراد از "دعا" بطورى که از سیاق آیه استفاده مى شود مطلق طلب است ، چه به لفظ دعا باشد مثل "خدایا مال واولاد بر من روزى کن و..." وچه بدون لفظ صورت گیرد وبه صورت سعى وعمل بوده باشد، همه اینها دعا ودرخواست از خداست ، حتى اگر این درخواست از کسى صادر شود که به خدا معتقد نبوده وتوجهى به درخواست از خدا ندارد، چون در حقیقت غیر از خدا معطى ومانعى وجود ندارد همچنانکه فرمود: "یسله من فى السّموات والارض ونیز فرموده : "واتیکم من کل ما سالتموه "
پس به شهادت این دوآیه ، دعا به معناى مطلق طلب است ، وحرف "باء" در دوکلمه : "بالشّر" و"بالخیر" براى چسباندن فعل به مفعول آن است ومقصود این است که انسان به همان نحوشر را مى خواند وآن را درخواست مى کند که خیر را مى طلبد.
بیان اینکه انسان عجول بوده وآنسان که در طلب خیرات است در پى شر نیز مى باشد"ویدع الانسان بالشر دعائه بالخیر"
بنابراین مقصود از اینکه فرمود: "انسان عجول است " این خواهد بود که اووقتى چیزى را طلب مى کند صبر وحوصله به خرج نمى دهد، در جهات صلاح وفساد خود نمى اندیشد تا در آنچه طلب مى کند راه خیر برایش مشخص گردد، واز آن راه به طلبش اقدام کند بلکه به محض ‍ اینکه چیزى را برایش تعریف کردند ومطابق میلش دید با عجله و شتابزدگى به سویش مى رود ودر نتیجه گاهى آن امر، شرى از آب در مى آید که مایه خسارت وزحمتش مى شود، وگاهى هم خیرى بوده که از آن نفع مى برد.
این آیه وآیات بعدیش در سیاق توبیخ وسرزنشى است که ناشى از منت نهادن خداى تعالى در آیات قبل است که مساءله "هدایت اقوم " را به رخ بندگانش مى کشد، گوئى که فرموده است : ما کتابى نازل کردیم که شما را به سوى ملتى اقوم هدایت مى کند وگروندگان به آن ملت وکیش ‍ را به سعادت وبهشت مى رساند وبه سوى اجرى عظیم وخیرى کثیر ارشاد مى کند،

ولیکن جنس بشر عجول است وبه خاطر همین عجله اش میان خیر و شر فرق نمى گذارد، بلکه هر چه برایش پیش بیاید همان را مى خواهد و در طلبش برمى خیزد، بدون اینکه خیر وشر را از هم جدانموده وحق را از باطل تشخیص دهد، در نتیجه به همان نحوى که عاشق خیر است ، شر را نیز به همان وجه طلب مى کند، وهمانطور که باید بر سر حق سر وسینه بشکند بر سر باطل هم مى شکند.
سزاوار نیست که انسان دستخوش عجله گشته وهر چه را که دلش ‍ خواست واشتهایش طلب کرد دنبال کند وهر عملى که ارتکابش برایش ‍ ممکن بود مرتکب شود، وتا آنجا که تیغش برید ببرد، وآنگاه این معنا را بهانه کند که خدا برایم فراهم کرد واگر اونمى خواست نمى گذاشت من اینکار را بکنم ! درست است که شب وروز دوآیت الهى اند، وهیچ وقت در یک حال نمى مانند، بلکه خدا با آیت شب آثار روز را از بین برده و حرکات موجودات را متوقف ودیدگان را به خواب مى برد، وبرعکس ‍ با آیت روز قوا را بار دیگر بیدار نموده ومردم به طلب فضل پروردگارشان به جنب وجوش در مى آیند، وبا این شب وروز عدد سالها وحسابها را در دست دارند.
ودرست است که اعمال خیر وشر همه به اذن خدا در عالم وجود تحقق مى یابند وهمه آنها با قدرتى براى آدمى مقدور است که خدا به آدمى داده است ولیکن این معنى باعث نمى شود که اعمال خیر وشر، هر دو براى آدمى جایز شوند، وانسان هر چه را که هوس کرد با عجله و سراسیمه دنبال نماید، وبدون هیچ احساس مسؤ ولیتى مرتکب هر عملى - چه خیر وچه شر - بشود وهمان طور که در اطاعت خدا آزاد است معصیت خدا را هم آزادانه مرتکب شود.
بلکه واجب است اعمال شر را مانند شب تاریک کننده دانسته و نزدیکش نشود وعمل خیر را مانند روز بینا کننده دانسته انجامش دهد، وبا انجام آن فضل پروردگار خود را جستجونماید، امیدوار باشد که خدا به پاداش آن سعادت آخرت ورزق کریمش مرحمت فرماید آرى عمل آدمى گریبانگیر آدمى است وتا اورا به سعادت ویا شقاوتشنکشاند دست بردار نیست وآنچه مى کند آثارش به خود برگشته وبه غیر خود نمى رسد، وکسى را به جاى خود نمى گیرد. این آن معنائیست که از سیاق آیه استفاده مى شود .

ترجمه تفسیر المیزان جلد 13 صفحه : 68-66 ، سوره مبارکه اسرا

 


 
comment نظرات ()
 
إِنْ أَحْسنتُمْ أَحْسنتُمْ لاَنفُسِکمْ وَ إِنْ أَسأْتمْ فَلَهَا
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ آذر ۱۳۸٧
 

بسم الله الرحمن الرحیم

بسیار مى بینیم که اثر احسان به خود احسان کننده بر نگشته بلکه عاید غیر اومى شود ویا اثر گناه وبدى به خود بدکار نرسیده وعاید غیر اومى شود.

 

ولى جوابش روشن است ، وآن این است که صاحب این اشکال غفلت ورزیده از اینکه قرآن کریم چه نظرى نسبت به آثار اعمال دارد واینکه اثر هر عملى به عاملش برمى گردد مربوط به آثار اخروى اعمال است که به هیچ وجه به غیر صاحب عمل ربطى ندارد، ودر این باره فرموده است : ((من کفر فعلیه کفره ومن عمل صالحا فلانفسهم یمهدون ((
واما آثار دنیوى اعمال چنان نیست که به غیر فاعل نرسد بلکه در صورتى که خدا بخواهد به عنوان انعام ویا عذاب ویا امتحان اثر عمل شخصى را به شخص دیگر نیز مى رساند بنابراین اینطور نیست که هر فاعلى بتواند به طور دائم اثر فعل خود را به دیگرى برساند، مگر همان احیانا که گفتیم مشیت خدا بر آن تعلق گرفته باشد، واما خود فاعل اثر فعلش دائما وبدون هیچ تخلفى به خودش برمى گردد.
بنابراین نیکوکار سهمى از عمل نیک وبدکار سهمى از عمل بد خود دارد، همچنانکه فرمود: ((فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره ومن یعمل مثقال ذره شرا یره ((
پس اثر فعل از فاعلش جدا نمى شود، وبطور دائم به غیر اونمى رسد، و این همان معنائى است که از على (علیه السلام ) روایت شده که فرمود: توهیچ احسانى به غیر نمى کنى وهیچ بدى نیز به غیر نمى کنى آنگاه این آیه را تلاوت فرمود

ترجمه تفسیر المیزان جلد 13 صفحه : 54-۵٣

.


 
comment نظرات ()