آغازی بر یک پایان

سوء ظن
نویسنده : مهاجر - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٥
 

بسم الله هادی المضلین

پس از نجات از غفلت، بايد نسبت به آنچه انسان را دوباره به غفلت مى‌كشاند، هشيار بود و از اين رو انسان بايد هم نعمت‌هاى خدا را بشناسد و هم بداند كه در همه حالات، در مشهد و محضر الهى است و هم نسبت به خود، خوش گمان نباشد؛ زيرا خوش گمانى باعث مى‌شود كه انسان كارهاى خود را حمل بر صحت و آنها را توجيه كند و توجيه كردن تبهكاري‌ها غفلت زاست و با تهذيب روح، سازگار نيست. چنين كسى، ديگر به توبه و مانند آن راه نمى‌يابد تا تبهكاري‌هاى گذشته را ترميم كند؛ زيرا كارهاى خود را، زشت نمى‌پندارد تا از آنها توبه كند انسان نسبت به ديگران نبايد سوء ‌ظن داشته باشد؛ مگر اين كه شواهدى بر آن دلالت كند، ولى نسبت به خود بايد سوء ظن داشته باشد. انسان وقتى نسبت به خود بدگمان باشد، اصل را بر اين قرار نمى‌دهد كه انسان خوبى است و كارهاى خوب مى‌كند، بلكه اصل را بر اين قرار مى‌دهد كه ممكن است گناه و خلاف بكند. از اين رو كارهاى خود را فوراً حمل بر صحت نمى‌كند بلكه مى‌كوشد با ترازوى الهى آن را ارزيابى كند.

انسان غافل كه به خود حسن ظن دارد، خود را برتر مى‌بيند و از بزرگوراى و كرامت‌هاى درونى ديگران نيز خبرى ندارد. حسن ظن به خود و غفلت از زشتي‌ها و نواقص خويش مايه فخرفروشى است و فخرفروشى باعث تحقير ديگران است.

اين حالت سوء ظن، زمينه‌اى خواهد شد تا انسان يافته‌هاى خود را بررسى كند. گاهى خدا واقعاً به انسان نعمت مى‌دهد؛ اما گاهى خدا كسى را امتحان مى‌كند نه اين كه بر او انعام روا بدارد و چنين نعمت دادنى فتنه، يعنى آزمونى است تا آشكار شود كه انسان ناب و خالص است يا آلوده و مخلوط . اگر كسى به خود، حسن ظن داشت، فوراً يافته‌هاى الهى را حمل بر اكرام الهى مى‌كند: "فاما الانسان اذا ما ابتليه ربه فاكرمه و نعمه فيقول ربى اكرمن"(1) ؛ مى‌گويد خدا مرا گرامى داشته است و من نزد خدا كريم هستم؛ در حالى كه خدا او را آزموده است؛ نه اين كه به او اكرام كرده باشد. انسان غافل كه به خود حسن ظن دارد، خود را برتر مى‌بيند و از بزرگوراى و كرامت‌هاى درونى ديگران نيز خبرى ندارد. حسن ظن به خود و غفلت از زشتي‌ها و نواقص خويش مايه فخرفروشى است و فخرفروشى باعث تحقير ديگران است. در حالى كه امام صادق عليه السلام فرموده‌اند كسى كه به برادر مؤمنش اف بگويد، از ولايت او خارج مى‌شود: "اذا قال المؤمن لاخيه اف، خرج من ولايته."(2) بنابراين، انسان حق اف گفتن به برادر مؤمن خود را ندارد. چون همان گونه كه منافقان از يكديگرند: "المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض(3) مؤمنان نيز اولياى يكديگرند: "المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض."(4) اين ولايت متقابلى است كه بين مؤمنان برقرار است و انسان، با اهانت به برادر ايمانى از آن بيرون مى‌آيد.

امام صادق عليه السلام فرموده‌اند كسى كه به برادر مؤمنش اف بگويد، از ولايت او خارج مى‌شود.

پس غفلت نه تنها رابطه بين انسان و خدا را تيره مى‌كند، بلكه رابطه بين انسان‌ها را نيز تاريك مى‌كند. با تيرگى رابطه بين انسان و خدا و تاريكى رابطه انسان با ساير انسان‌ها، هرگز كسى مهذب و مطهر نخواهد شد. ارتباط مؤمنان با يكديگر به قدرى در نزاهت روح، نقش مؤثرى دارد كه در روايات آمده است: "ربح المؤمن على المؤمن ربا"(5)؛ سودى كه در تجارت، مؤمن از مؤمن ديگر مى‌برد به منزله رباست. از سوى ديگر، همان گونه كه در جهاد اصغر، بيان نورانى اميرالمؤمنين عليه السلام به مردم مصر اين است كه "و من نام لم ينم عنه"(6) يعنى اگر كسى بخوابد، هرگز دشمن بيدار، نمى‌خوابد و شبيخون مى‌زند، درباره دشمن درون نيز اين مطلب، صادق و بلكه روشن‌تر است. اگر كسى به سبات (خواب) عقل مبتلا گردد و از نظر روح بخوابد، دشمن درونش بيدار است و هرگز نمى‌خوابد و روشن است كه تهاجم به انسان خوابيده و پيروزى بر او آسان است. انسان غافل، خوابيده است و چون توجه ندارد، دشمن متوجه بر او مى‌تازد. اصولا دشمن از راهى كه انسان او را نمى‌بيند حمله مى‌كند: "انه يريكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم."(7)

مطلب ديگر، آن است كه اگر كسى رابطه خود را با خدا از طريق غفلت زدايى، مستحكم كند، مشمول مهر خداوند خواهد بود و او دل‌هاى جامعه را نيز به سمت وى متوجه خواهد كرد. اين كه حضرت ابراهيم خليل به خدا عرض كرد: "فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم"(8) يعنى، خدايا! دل‌هاى عده‌اى از مردم را به سمت فرزندان من متوجه كن براى همين است كه اگر كسى رابطه‌اش را با خدا محكم كند، او دل‌هاى ديگران را هم به سمت وى متوجه مى‌كند و اين تنها در نتيجه اجابت دعاى ابراهيم سلام الله عليه نيست؛ بلكه به عنوان يك اصل كلى در قرآن كريم آمده است: "ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا"(9)؛ خداوند، مودت مؤمنانى كه داراى اعمال صالحند، در دل‌هاى ديگران مستقر مى‌كند.


پي‌نوشت‌ها:

1- سوره فجر، آيه 15.

2- بحارالانوار، ج 72، ص 146.

3- سوره توبه، آيه 67.

4- سوره توبه، آيه 71.

5- بحارالانوار، ج 100، ص 82/ محاسن برقى، ج 1، ص 186.

6- نهج البلاغه، نامه 62، بند 13.

7- سوره اعراف، آيه 27.

8- سوره ابراهيم، آيه 37.

9- سوره مريم، آيه 96.

منبع:

کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آية الله جوادي آملي.


لينک مطالب مرتبط :

- مراتب بيدارى- آية الله جوادي آملي (10)

- دم مسيحايى ذكر- آية الله جوادي آملي(9)

- اذكار دينى و آموزش معارف- آية الله جوادي آملي(8)

یا علی مدد


 
comment نظرات ()
 
من طلب* و*جدً * وجد ...
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٥
 

بسم ربی الاعلی

بحارالأنوار     26     229  

 

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عليه السلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ لِأَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام فَضَائِلَ لَا تُحْصَى كَثْرَةً ؛

فَمَنْ قَرَأَ فَضِيلَةً مِنْ فَضَائِلِهِ مُقِرّاً بِهَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ؛

 وَ مَنْ كَتَبَ فَضِيلَةً مِنْ فَضَائِلِهِ لَمْ تَزَلِ الْمَلَائِكَةُ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ مَا بَقِيَ لِتِلْكَ الْكِتَابَةِ رَسْمٌ؛

 وَ مَنِ اسْتَمَعَ إِلَى فَضِيلَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِي اكْتَسَبَهَا بِالسَّمْعِ؛

 وَ مَنْ نَظَرَ إِلَى كِتَابَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِي اكْتَسَبَهَا بِالنَّظَرِ؛

 ثُمَّ قَالَ النَّظَرُ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام عِبَادَةٌ وَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ إِيمَانَ عَبْدٍ إِلَّا بِوَلَايَتِهِ وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِه.‏

نفسی لنفسک الفداء یا ابالحسن !

 یا علی مدد

 


 
comment نظرات ()
 
خفتگان بيدار بيداران به هوش ...
نویسنده : مهاجر - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٥
 

بسم الله مجریها و مرسیها

 

آنها که خواب رفراندوم را می دیدند ، خدا بیدارشان کند ....

ستاد انتخابات كشور درصد مشاركت در انتخابات چهارمين دوره مجلس خبرگان را اعلام كرد.

به گزارش ايسنا اين آمار ارائه شده به اين شرح است:

*آذربايجان شرقي با 2647443 نفر واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 1431520 راي داراي 54 درصد مشاركت.

* آذربايجان غربي با 1914818 نفر واجد شرايط و با كل آراي ماخوذه‌ي 1065388 داراي 54 درصد مشاركت.

* اردبيل با 912861 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 597823 داراي 65 درصد مشاركت.

* اصفهان با 3106813 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 1690834 داراي 54 درصد مشاركت.

*ايلام با 374203 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 310286 دراي 83 درصد مشاركت.

* بوشهر با 582041 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 417505 داراي 72 درصد مشاركت.

*تهران با 8073255 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 3774508 داراي 47 درصد مشاركت.

*چهارمحال و بختياري با 859841 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 405397 داراي 69 درصد مشاركت.

* خراسان جنوبي با 373511 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 292827 داراي 78 درصد مشاركت.

* خراسان رضوي با 3632073 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه‌ي 2319333 داراي 64 درصد مشاركت.

* خراسان شمالي با 562299 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 398184 داراي 71 درصد مشاركت.

* خوزستان با 2843395 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 1578237 داراي 56 درصد مشاركت.

*زنجان با 714045 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 468635 داراي 66 درصد مشاركت.

* سمنان با 396011 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 298192 داراي 75 درصد مشاركت.

* سيستان و بلوچستان با 1196163 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 896317 داراي 75 درصد مشاركت.

* فارس با 2988111 واجد شرايط و كل آراي 1927718 داراي 64 درصد مشاركت.

* قزوين با 750158 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 514014 داراي 71 درصد مشاركت.

* قم با 618478 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 357207 داراي 58 درصد مشاركت.

* كردستان با 1035418 واجد شرايط و كل آراي ماخذوه 539348 داراي 52 درصد مشاركت.

* كرمان با 1531218 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 1223924 داراي 80 درصد مشاركت.

* كرمانشاه با 1380402 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 787620 داراي 57 درصد مشاركت.

* كهكيلويه و بويراحمد با 411407 واجد شرايط و كل آراي 332573 داراي 81 درصد مشاركت.

* لرستان با 1237539 واجد شرايط و كل آراي 723807 داراي 58 درصد مشاركت.

* گيلان با 1797396 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 1230783 داراي 68 درصد مشاركت.

* گلستان با 1101026 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 844557 داراي 77 درصد مشاركت.

* مازندران با 2086434 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 560934 داراي 75 درصد مشاركت.

* مركزي با 963778 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 546937 داراي 57 درصد مشاركت.

* هرمزگان با 795864 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 595372 داراي 75 درصد مشاركت.

* همدان با 1317770 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 747971 داراي 57 درصد مشاركت.

* يزد با 616271 واجد شرايط و كل آراي ماخوذه 418157 داراي 68 درصد مشاركت

یا علی مدد


 
comment نظرات ()
 
از دريا بخواه نه از جوي
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٥
 

بسمک یا علام

آيت الله حسن حسن‌زاده آملي

از اَمَل چشم‌پوش و در عمل کوش. مرد جستجوي باش نه گفت و‌گوي. از دريا بخواه نه از جوي. از فضول کلام چون فضول طعام دست بدار. سبک بار باش نه سبک سر و سبک سار. خروس در سحر به ذکر سبّوحٌ قدّوسٌ در خروش است، کم از خروس مباش، چون به خروش آمدي بدان که بهترين عطاي دوست لقاي او است.

{از تبیان}

یا علی مدد


 
comment نظرات ()
 
سبحان الله
نویسنده : مهاجر - ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٥
 

بسم ربنا الحکیم

ساحل شمال در بندر نوشهر-خیرود 2

v" اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، اين توفيق را نداد كه از شخصيت هايى مانند علامه طباطبائى و شهيد مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيم­القدر، خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر كرده است. "

علامه طباطبايى(قدس سره) (به نقل از حجة الاسلام آقاى شيخ اصغرمرواريد):

v"آقاى مصباح از بين شاگردان من مثل انجير مى ماند كه هيچ چيز آن دور ريخته نمى شود".


شهيد آيت الله بهشتى:

vدوست عزيز و دانشمند محترم ... خيلي زودتر از اين مي خواستم براي شما نامه بنويسم ولى در پى ساعت دنجى بودم كه بتوانم با آقاى مصباح كه « مصباح دوستان »‌است با فكرى فارغ گفتگو كنم و از اينگونه ساعت ها كم بهره برده‌ام.

ياران امام به روايت اسناد ساواك ج2 ص 422

ناپايدارى دنيا

من مواعظ النبي صلى الله عليه و آله و سلّم:

"الدنيا دُوَل، فما كان لك أتاك على ضعفك و ما كان منها عليك لم تدفعه بقوّتك و من انقطع رجاءه مما فات، استراح بدنه و من رضي بما قَسَمه اللّه قرّت عينه."

(تحف العقول، ص 40)

از توصيه­هاي حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله:

دنيا دست به دست مي­گردد، پس آنچه را که براي توست علي­رغم توانائيت به تو مي­رسد و آنچه را که براي تو نيست با قوت و نيرويت هم نمي­تواني دفعش کني و کسي که قطع اميد کند از آنچه که از دست داده بدنش در آسايش است و کسي که راضي شود به آنچه که خداوند به او عطا کرده چشمش روشن است.

شرح حديث در کلام مقام رهبري

دُوَل جمع دولة است، يعنى چيزى كه دست به دست مى‏گردد.
طبيعت مظاهر دنيوى اين است كه در حال تغيير و تحول است، نبايد خيال كنيم آنچه كه از مال و جاه و امكانات و صحت و عافيت در دست ما است تا پايان عمر باقى مى‏ماند، اينطور نيست، چه بسا از ما گرفته مى‏شود.

مراد از دنيا كه مى‏فرمايد: هر كه اميدش را از آن قطع كند خيال خود را راحت كرده، دنياى مذموم است؛ يعنى آن چيزى كه انسان براى خود و هواى خود مى‏طلبد، نه معالى امور و خيرات اخروى و نه آن چيزهايى كه انسان براى وظيفه بايد به دست آورد و نه عمران و ساختن عالم، اينها مراد نيست.

یا علی مدد


 
comment نظرات ()
 
با همه و بی همه
نویسنده : مهاجر - ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ آذر ۱۳۸٥
 

بسم الله خیرالاسما

آيت الله حسن زاده آملي

يک نَفَس از نَفْس ايمن مباش که دشمني سخت رهزن و رهزني سخت دشمن است. همواره در کمين است و اقتضاي طبيعتش اين است. از شهرت و از شهوت بپرهيز و از معاشر(همنشين) ناجنس به‌خصوص از نفْس بگريز که:

نخست موعظه پير مي فروش اين است                      كه از معاشر نا جنس احتراز كنيد

دائماً طاهر باش و به حال خويش ناظر باش و عيوب ديگران را ساتر باش. با همه مهربان باش و از همه گريزان باش. يعني با همه باش و بي همه باش.

برگرفته از الهی نامه استاد:

الهى ! يقينم را زياد گردان و اضطرابم را به اطمينان مبدل كن و آنى را در آخر خواهى كنى در اول كن ، كه شفاعت آخرين از آن ِ ارحم الراحمين است.

الهى ! عقل گويد " الحذر الحذر" ، عشق گويد " العجل العجل " آن گويد دور باش و اين گويد زود باش.

الهى ! نعمت‏ سكوتم را به بركت " وَاللهُ يُضاعَفُ لِمَنْ يَشاء " اضعاف مضاعف گردان.

یا علی مدد


 
comment نظرات ()
 
ساقيا ! مستان سلامت می کنند !
نویسنده : مهاجر - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٥
 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

ساقيا ! مستان سلامت می کنند !

 

 حرم امام رضا - مشهد

 

السلام علیک ایهاالسلطان ،یا علی بن موسی الرضا ،یا معین الضعفاءوالفقرا !

 

از جام ولایت تو مستيم !

 

 

 

بوی بهبود زاوضاع جهان می شنوم

شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

  

نجمه خانم ! پشت درب خانه تو به امید آمده ایم .

  

تو که آخر گره را وا می کنی ! ...

هيچ چی ، خواستم بگم دستت درد نکنه .

 

در آتیه هرآنچه تو خواهی همان شود ...

 

یا علی مدد

 


 
comment نظرات ()
 
توخود حجاب خودی حافظ از ميان برخيز
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ آذر ۱۳۸٥
 

بسم الله تطمئن القلوب

از مجمع وبلاگ نویسان مهدوی برداشتم :

مهدی جان

این جشنها برای من آقا نمی شود 

شب با چراغ عاریه فردا نمی شود

یوسف! به شهر بی هنران وجه خویش را

عرضه مکن که هیچ تقاضا نمی شود

اینجا همه منند ، منِ بی خیالِ تو

اینجا کسی برای شما ما نمی شود

آقا جسارت است ولی زودتر بیا

این کارها به صبر و مدارا نمی شود


 http://zohour.mihanblog.com

این هم از تبیان:

بركت فراوان از دو عمل


شيخ بهلول مي‌فرمودند:

من در تمام عمرم يك عمل را ترك كرده‌ام و اصلاً انجام نداده‌ام و يك عمل را اصلاً ترك نكرده‌ام و تحت هر شرايطي بجا آورده‌ام و از اين دو كار، بركت زيادي ديده‌ام، و آن را به همه شما سفارش مي‌كنم؛ آنچه ترك كرده‌ام، دروغ است، و آنچه ترك نكرده‌ام نماز شب است.

یا علی مدد

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
فضول و عقول- آية الله جوادي آملي (4)
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ آذر ۱۳۸٥
 

بسم الله هادی المضلین !

يكى از موانع مهم تهذيب نفس و سير و سلوك الى الله آن است كه ما همواره به بيرون از خود مى‌نگريم و از خود غافليم و در حقيقت فضول هستيم نه عقول؛ فرق فضول و عقول اين است كه انسان عقول، ابتدا به درون و آنگاه به بيرون، ولى انسان فضول، همواره به بيرون از خود مى‌نگرد و اين، مشكل ماست كه شرحش در يكى از خطبه‌هاى مبسوط على عليه السلام كه هنگام قرائت آيه مباركه: يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريم(1) ايراد فرمودند، آمده است. آن حضرت مى‌فرمايند: اى انسان چه چيز تو را بر گناه جرات داده و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته و كدامين عامل تو را بر هلاكت خويشتن علاقه‌مند كرده است؟ مگر اين بيمارى تو بهبود نمى‌يابد و يا اين خوابت بيدارى ندارد؟ چرا همان گونه كه به ديگران رحم مى‌كنى، به خود رحم نمى‌كنى؟ تو كه هر گاه كسى را در آفتاب سوزان بيابى، بر او سايه مى‌افكنى و هر گاه بيمارى را ببينى كه سخت ناتوان گشته، از سر رحم بر او مى‌گريى، پس چه چيز تو را بر اين بيماريت شكيبايى بخشيده و بر اين مصائبت صبور ساخته و چه چيز تو را از گريه بر خويشتن تسلى داده؟ در حالى كه هيچ چيز براى تو عزيزتر از خودت نيست... اين خواب غفلتى كه چشمت را فرا گرفته، با بيدارى برطرف ساز... . كسى كه با داشتن چندين لباس، برهنه باشد و آنگاه برهنه‌اى را در رهگذر ببيند و به حال او اشك بريزد عاقل نيست. اميرالمؤمنين عليه السلام در اين خطبه پس از تبيين مثل به ممثل پرداخته، مى‌فرمايد: اگر نقصى را در ديگران يا غفلتى را از ديگران مشاهده كنيم، متاثر شده رنج مى‌بريم، اما هرگز به درون خود سر نمى‌زنيم كه آيا ما هم گرفتار اين غفلت و گناه هستيم يا نه: يا ايها الانسان ما جراك على ذنبك و ما غرك بربك و ما انسك بهلكة نفسك؟ اما من دائك بلول، ام ليس من نومتك يقظة؟ اما ترحم من نفسك ما ترحم من غيرك...؟(2) فضول كسى است كه كار زايد مى‌كند؛ ولى اگر عقل حاكم باشد و انسان خود را اصلاح كند، اصلاح ديگران، جزو حسن خلق مى‌شود.

ما وقتى موظفيم ديگران را اصلاح كنيم كه خود را اصلاح كرده باشيم؛ اما اين، مقدمه‌اى تحصيلى است نه حصولى و بهانه به دست تاركان امر به معروف و نهى از منكر نمى‌دهد؛ هيچ كس حق ندارد بگويد: چون خود را اصلاح نكرده‌ام نبايد جامعه را اصلاح كنم؛ زيرا انسان، موظف است هر چه سريعتر خود را اصلاح كند. گاهى مى‌گوييم: ما كه پزشك نيستيم، حق طبابت نداريم، اين سخن، حق است و كسى هم نبايد تحصيل پزشكى را بر ما تحميل كند؛ چون تحصيل آن، سن، امكانات و استعداد خاصى مى‌خواهد و مقدور هر كسى نيست. پس اگر نتوانستيم بيمارى را درمان كنيم، عذر ما موجه است، چون مقدور ما نيست؛ اما اگر كسى مشكل اخلاقى داشته باشد، ما نمى‌توانيم بگوييم چون خود را اصلاح نكرده‌ايم نمى‌توانيم به اصلاح او اقدام كنيم؛ چون انسان همواره موظف است خود را اصلاح كند. اصلاح نفس، مقدور همه ماست وگرنه خداوند آن را بر ما واجب نمى‌كرد. البته در آغاز، دشوار است، ولى سختى آن كاذب است و در درون هر كاذبى، صادقى نهفته است. چيزى كه سختى آن دروغ است، آسانى آن راست است.

اى انسان چه چيز تو را بر گناه جرأت داده و چه چيز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته و كدامين عامل تو را بر هلاكت خويشتن علاقه‌مند كرده است؟

بنابراين، اصلاح نفس، آسان است و انسان مى‌پندارد دشوار است. از اين رو وجود مبارك اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد: آيا ديده‌ايد هيچ عاقلى به حال ديگران گريه كند و به حال خود ننالد؟ عقل آن است كه انسان از طعامى كه در سفره دارد هم خود سير شود و هم گرسنه را سير كند. درباره تغذيه روح و تهذيب اخلاق نيز چنين است. انسان موظف است جان گرسنه و تشنه خود را با فضايل و كرايم اخلاقى، سير و سيراب كند و آنگاه مقدارى هم به غير خود بچشاند؛ يعنى پس از تهذيب خود به فكر تهذيب ديگران باشد. اگر خود را اصلاح نكرده‌ايم در حقيقت معروف را دوست نداشته و از منكر منزجر نبوده‌ايم وگرنه به معروف عمل مى‌كرديم و از منكر باز مى‌مانديم. بنابراين، با اين تحليل علوى (صلوات الله و سلامه عليه) معلوم مى‌شود كه فضول و عقول كيست.

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام خود نيز مى فرمايد: پروردگارم به من قلبى عَقول و لسانى سَئول بخشيده است: انَّ ربي و هب لي قلبا عَقولا و لسانا سَؤولا؛ قلب عقول قلبى است كه عاقلانه بينديشد و لسان سئول لسان پر سؤال است كه هر چه را نداند(3) مى‌پرسد.

پي‌نوشت‌ها:

1- سوره انفطار، آيه 6.

2- نهج البلاغه، خطبه 223.

3- بحارالانوار، ج 40، ص 157 و 178.

منبع:

کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آية الله جوادي آملي

يكى از موانع مهم تهذيب نفس و سير و سلوك الى الله آن است كه ما همواره به بيرون از خود مى‌نگريم و از خود غافليم و در حقيقت فضول هستيم نه عقول؛ فرق فضول و عقول اين است كه انسان عقول، ابتدا به درون و آنگاه به بيرون، ولى انسان فضول، همواره به بيرون از خود مى‌نگرد.


 
comment نظرات ()
 
غفلت؛ چرك جان - آية الله جوادي آملي (3)
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ آذر ۱۳۸٥
 

بسم الله خیرالاسما

غفلت كه يكى از موانع سير انسان به سوى خداست، از نظر فرهنگ دين، رجس و چرك است. اميرالمؤمنين عليه السلام مى‌فرمايد: الغفلة ضلال النفوس(1)؛ غفلت، گمراهى جان است. از مناجات شعبانيه نيز استفاده مى‌شود كه غفلت، چرك جان آدمى است. امامان معصوم عليهم السلام در مناجات مزبور به خدا عرض مى‌كردند: خدايا! ما از تو شاكريم كه دل‌هايمان را از چرك غفلت پاك كردى: فشكرتك با دخالي في كرمك و لتطهير قلبي من اوساخ الغفلة عنك(2) و البته اين تعبيرها كنايه نيست. بعضى مى‌پندارند كه تعبير از فضيلت و رذيلت اخلاقى به طهارت، كنايه و مجاز است؛ اما اين پندارى باطل است؛ زيرا انسان، گذشته از اين كه ظاهرى دارد، باطنى هم دارد، و باطن‌ها در قيامت ظهور مى‌كند. در قيامت، برخى نورانى، سفيد رو و روسفيد و برخى ديگر، سيه رو، رو سياه و چركينند و غسلين (چركابه) كه طعام تبهكاران است: فليس له اليوم ههنا حميم ولا طعام الا من غسلين لا ياكله الا الخاطئون(3) از غفلت‌ها نشئت مى‌گيرد. منشا هر آفتى كه از بيرون دامنگير ما مى‌شود، غفلت درون ماست و اگر در درون ما قلعه اعتقاد و التفات وجود داشته باشد آسيبى به ما نمى‌رسد؛ چون: هر آن غافل زند غافل خورد تير. در روايات آمده است: هيچ پرنده‌اى در حال ذكر تير نمى‌خورد و هر تيرى به هر پرنده يا حيوان ديگر در ميدان شكار اصابت كند، در حال غفلت اوست. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: ما من طير يصاد في بر ولا بحر ولا يصاد شي ء من الوحوش الا بتضييعه التسبيح.(4) همچنين آن حضرت مى‌فرمايد: صاعقه به ذاكر خداوند اصابت نمى‌كند: ان الصاعقة لا تصيب ذاكرا لله عزوجل.(5) اين گونه معارف، گذشته از جنبه علمى و اعتقادى براى ما اثرى تربيتى دارد تا از خدا و آيات او غافل نباشيم. غفلت از خدا و آيات او با تهذيب روح، سازگار نيست؛ زيرا روح انسان هر لحظه در برابر خاطرات تلخ و شيرين، حالت تازه‌اى دارد و در برابر هر حالت تازه، حكم جديدى طلب مى‌كند و حكم جديد را فن اخلاق بر عهده مى‌گيرد. كسى كه از پديده‌هاى درون خود غافل باشد، از درك موضوعات اخلاقى عاجز است و آنگاه از تشخيص احكام اخلاقى آنها هم ناتوان است و در اين صورت ناخواسته به دام گناه مى‌افتد. به همين جهت دستور پرهيز از غفلت به ما داده‌اند. امام صادق عليه السلام فرمودند: اياكم و الغفلة فانه من غفل فانما يغفل عن نفسه(6) از غفلت بپرهيزيد؛ زيرا به زيان جان شماست. پرهيز از غفلت براى پرهيز از زيان‌هاى جان آدمى است و انسان بايد در سود و زيان خود، موضوعات و احكام را يكى پس از ديگرى خوب تشخيص بدهد. اين حديث نورانى به منزله آيه و من يبخل فانما يبخل عن نفسه(7) است؛ اگر كسى بخل ورزد، به زيان خود بخل مى‌ورزد و چيزى را كه بايد براى آينده خود صرف كند صرف نمى‌كند.

خداى سبحان در قرآن كريم مى‌فرمايد: و ما تقدموا لانفسكم من خير تجدوه عندالله(8) هر كار خيرى كه براى خدا انجام دهيد وقتى به مهمانى خدا برسيد، مى‌بينيد در كنار سفره همان كار خير نشسته‌ايد. هرگز خدا به عهد خود خيانت نمى‌كند: اوفوا بعهدى اوف بعهدكم(9) و هيچ كس با وفاتر از خدا نيست: من اوفى بعهده من الله.(10) غفلت‌هايى كه در مورد حفظ مال و مانند آن است، ضرر دنيايى دارد؛ ولى غفلت از تزكيه و نزاهت روح، غفلت از جان است و خسارت بزرگى در پى دارد؛ چون سرمايه از دست مى‌رود. اين كه خدا عده‌اى را خاسر معرفى مى‌كند: و العصر ان الانسان لفى خسر(11) براى همين است كه عده‌اى بر اثر غفلت، از خويشتن خويش جدا مى‌شوند. شيطان هم با مال و جاه و منصب انسان‌ها كارى ندارد و تنها با ايمان آنها كار دارد. اگر شيطان جان ما را شكار كند و به دام بيندازد، آنگاه دست و پاى ما در گرفتن مال حرام و رفتن به جاى آلوده باز، ولى در انجام كارهاى خير، بسته مى‌شود.

پي‌نوشت‌ها:

1- شرح غرر الحكم، ج 1، ص 369.

2- مفاتيح الجنان، مناجات شعبانيه 14.

3- سوره حاقه، آيات 35- 37.

4- بحار، ج 61، ص 24.

5- بحار، ج 90، ص 156.

6- بحار، ج 69، ص 227; محاسن برقى، ج 1، ص 181.

7- سوره محمد صلى الله عليه و آله و سلم، آيه 38.

8- سوره بقره، آيه 110.

9- سوره بقره، آيه 40.

10- سوره توبه، آيه 111.

11- سوره عصر، آيات 1 و 2.

(از تبیان برداشتم)

یاعلی مدد


 
comment نظرات ()