آغازی بر یک پایان

آقا سلام
نویسنده : مهاجر - ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٤
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

آقا سلام !

 

نیمه شعبان امسال هم آمد وتو ...

یک سال بزرگترشدیم ویک قدم نزدیکتر به مرگ ... وشاید چندین قدم نزدیکتر به ثانیه ظهور تو ...

آقا با تمام بی اخلاصی ها وحب ذاتمان ، تا به یاد دارم هر سال نیمه شعبان این دل در سینه بی قراری کرده است ... ازمدتها قبل تپیده تا این روز را درک کند ... بچه تر که بودیم در بسیج برایت جشن می گرفتیم ، بزرگتر که شدیم بهمان یاد دادند کنکور ارشد مهمتر است ، درس می خواندیم و اگر کاری از دستمان برنمی آمد به زور سعی می کردیم به مادر که روز تولدت چند ظرفی غذا می دهد کمک کنیم و خود را دخیل کنیم ، بعدها خواستیم در عرصه مجازی برایت جشن بگیریم ... صورت کارها عوض می شود ، اما آقا ! با همه بدیها وروسیاهیمان ، هنوز این دل به عشق تو می زند ، لکه های گناهان گرچه هرروز لوح سپیدرا آلوده می کند ، اما نور دعاهای توست که هنوز سرپایمان نگه داشته ...

 

آقا ! با شهید گروهمان وسیدمرتضی قرار گذاشته ام در وبلاگم از خود چیزی ننویسم ،نمی خواهم قرار مان را به این زودی بهم زنم ، اما غرض این بود که سلامی عرض کرده باشم و بگویم که بعد این همه آوارگی شبی از خوف ضلالت ایمنم گردان و اطمینان ایمان را برقلبم سرازیر کن ، فکر اینکه لحظه ای از دعاهایت حذفم کنی دیوانه ام می کند ... من به تو محتاجم ای کوکب هدایت ، آرامش هدایت و تسلیم ورضا وتفویض را به من عیدی بده ، نگاهت را کمتراز لحظه ای برمدار که سخت به نگاهت محتاجم

قالب وبلاگ را ببخشید عوض نکردم برای میلادت : تا نیایی شادمانی نیز طعم غم دارد .

 

التماس دعا

یا علی مدد

 


 
comment نظرات ()
 
هجرت (۲۸رجب)
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ۱۳۸٤
 

بسم رب الکعبه

 

فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظا لمین

21 مبارکه قصص

 

روز بعثت به شام هزار ماهه سلطنت بنی امیه پایان می گرفت و غشوه تاریك شب ، پهنه ای بود تا نور اختران امامت را ظاهر كند ، و این است رسم جهان : روز به شب می رسد و شب به روز. آه از سرخی شفقی كه روز را به شب می رساند !

و اینچنین بود كه آن هجرت عظیم در راه حق آغاز شد  قافله عشق روی به راه نهاد . آری آن قافله ، قافله عشق است و این راه ، راهی فراخور هر مهاجر در همه تاریخ . هجرت مقدمه جهاد است و مردان حق را هرگز سزاوار نیست كه راهی جز این در پیش گیرند ؛ مردان حق را سزاوار نیست كه سرو سامان اختیار كنند و دل به حیات دنیا خوش دارند آنگاه كه حق درزمین مغفول است و جُهال و فُساق و قداره بندها بر آن حكومت می رانند . امام در جواب محمد حنیفه ( رحمه الله) كه از سر خیرخواهی راه یمن را به او می نمود ، فرمود : « اگر در سراسر این جهان ملجأ و مأوایی نیابم ، باز با یزید بیعت نخواهم كرد .»

 

 

 

 

تقدیر اینچنین رفته بود كه شب حاكمیت ظلم و فساد با شفق عاشورا آغاز شود و سرخی این شفق ، خون فرزندان رسول خدا باشد . جاهلیت بلد میتی است كه درخاك آن جز شجره زقوم ریشه نمی گیرد . اگرنبود كویر مرده دلهای جاهلی ، شجره خبیثه امویان كجا می توانست سایه جهنمی حاكمیت خویش را بر جامعه اسلام بگستراند ؟

جاهلیت ریشه در درون دارد واگر آن مشرك بت پرست كه در درون آدمی است ایمان نیاورد ،‌ چه سود كه بر زبان لا اله الاالله براند ؟ آنگاه جانب عدل و باطن قبله را رها     می كند و خانه كعبه را عوض از صنمی سنگی می گیرد كه روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف كند ...

 

 

 

از كوخ كاهگلی پیامبر اكرم‌(ص) تا كاخ خضرای معاویه ،‌از دنیا تا آخرت فاصله بود ... با این همه ، اگر پنجاه سال پس از آن بدعت نخستین در سقیفه بنی ساعده ، این بدعت تازه پدید نمی آمد ، كار هرگز بدانجا نمی رسید كه خورشید تاریخ در شفق سرخ عاشورا غروب كند وخون خدا بریزد.... اما دل به تقدیر بسپار كه رسم جهان این است ! ساحل را دیده ای كه چگونه در آیینه آب وارونه انعكاس یافته است ؟ سر آنكه دهر بر مراد سفلگان می چرخد این است كه دنیا وارونه آخرت است .

 

 

چون حسین علیه السلام از مدینه جداشد کاغذی طلبیدودر آن نوشت :

 

" بسم الله الرحمن  ا لرحیم  از حسین بن علی ابن ابیطالب به بنی هاشم ،اما بعدهرکدام به من بپیوندید، شهید شوید، وهرکدام بجا مانید، به پیروزی وسلامت نرسید والسلام. "

 

 

سر آنكه جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می شود در كجاست ؟ طبیعت بشری درجست و جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می طلبد . یاران ! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست ، سخن از آنان است كه اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند . كنج فراغتی و رزقی مكفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه برزبان می گذرد اما ریشه اش در دل نیست ، در باد است . در جست و جوی مأمنی كه او را ازمكر خدا پناه دهد ؛ در جست و جوی غفلت كده ای كه او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل كه خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر ، طوفانی است كه صخره های بلند را نیز خرد می كند و در مسیر دره ها آن همه می غلتاند تا پیوسته به خاك شود. اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد می سازد ، پس یاران ، دل از سامان بركنیم و روی به راه نهیم . بگذار عبدالله  بن عمر ما را از عاقبت كار بترساند . اگر رسم مردانگی سرباختن است ، ما نیز چون سید الشهدا او را پاسخ خواهیم گفت كه : « ای پدر عبدالرحمن ، آیا ندانسته ای كه از نشانه های حقارت دنیا در نزد حق این است كه سر مبارك یحیی بن زكریا رابرای زنی روسپی از قوم بنی اسرائیل پیشكش برند ؟ آیا نمی دانی كه بر بنی اسرائیل زمانی گذشت كه مابین طلوع فجر و طلوع شمس هفتاد پیامبر را كشتند و آنگاه در بازارهایشان به خرید و فروش می نشستند ،آن سان كه گویی هیچ چیز رخ نداده است ! و خدا نیز ایشان را تا روز مؤاخذه مهلت داد .» اما وای از آن مؤاخذه ای كه خداوند خود اینچنین اش توصیف كرده است : اخذ عزیز مقتدر .

آه یاران ! اگر در این دنیای وارونه ، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه كنند ... بگذار اینچنین باشد .این دنیا و این سر ما !

منابع:

در کربلا چه گذشت ؟ شیخ عباس قمی .

فتح خون سید مرتضی آوینی

 

یا علی مدد

                                                  التماس دعا


 
comment نظرات ()
 
وارونه
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٤
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

هرروز سعی کنید یک حدیث از کتاب جهادالنفس "وسایل الشیعه"را مطالعه کنید وسعی نمایید به آن عمل  کنید ، بعداز یک سال خواهید دید که حتما عوض شده اید مانند دارویی که انسان مصرف کند وبعداز مدتی احساس بهبودی می کند.

العبد: محمدتقی بهجت

 

 

32-  باب وجوب برگزیدن رضای الهی بر خواهش نفسانی وتحریم پیروی از هوای نفس

 

 

امام باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: خداوند عزوجل می فرماید:

سوگند به عزت وشکوه وبزرگ منشی و نوروبرتری و بلندی جایگاهم که هیچ بنده ای خواهش نفسانی خویش را برخواسته من مقدم نمی دارد جز اینکه کارش را پریشان وپراکنده می سازم ودنیایش را بر اومشتبه ودر هم برهم می گردانم وقلبش را به دنیایش  مشغول می سازم و(با این همه) به او از دنیا به همان اندازه ای که برایش مقدر نموده ام می دهم وسوگند به عزت وشکوه وبزرگی و نوروبرتری و بلندی جایگاهم که هیچ بنده ای خواسته مرابرخواهش نفسانی خویش مقدم نمی دارد مگر اینکه فرشتگانم را برای حفظ ونگهداریش بر می گمارم وآسمانها وزمین را ضامن وعهده دار روزی او قرار می دهم وبرای اواز (سود) تجارت هر تاجری برتر خواهم بود وچنین کسی دنیا به سراغش می آید در حالی که او دنیا را ناپسند می داند.

 

 

 

امیر ا لمومنین علیه السلام در خطبه ای فرمود: ای مردم ! به درستی که ترسناکترین چیزی که از آن برشما بیمناکم دوچیز است: پیروی هوای نفس ودرازی آرزو ، اما پیروی از هوای نفس آدمی را از حق باز می دارد واما درازی آرزو باعث فراموشی آخرت می گردد.

 

 

 

برگرفته از باب 32 جهاد النفس

                                                                                                                        يا علی مدد

 

                                                               التماس دعا


 
comment نظرات ()
 
سلام عليکم بما صبرتم
نویسنده : مهاجر - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳۸٤
 

بسم الله مجریها ومرسیها

 

همه به شعبان ورمضان که می رسد می افتند دنبال تخلیه و تجلیه .... ماهم که الحمدلله کارمان برعکس است ، دوباره آفتابی شدیم ، با نامی از کارهای آقا مرتضی " آغازی بر یک پایان " ....  

اعتکاف هم حدی دارد ، پس از هر سکوت و گوشه گیری قیامی است :

 

قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی وفرادی ....

 

خدا عاقبتتتان را بخیر کند ،

 

شب جمعه شروع می کنم پایان بین الطلوعین را ، مهدی جان مددی،

 

شاید وبلاگم دفتر خاطرات روزانه و ماجراهای دوروبرم شود ، شاید هم سیدرضا نظری کرد و آقامرتضی وساطتی و بالاخره ماهم توانستیم از حدیث نفس خارج شویم ....

 

خدایا کمک کن !

 

اللهم اکرمنا بالهدی والاستقامه وسدد السنتنا عن اللغو والغیبه

 

یا علی مدد

                                                    التماس دعا 


 
comment نظرات ()